ماناسلو میزبان ایرانیان


به گزارش رسیده: "عظیم قیچی ساز" کوه‌نورد توانمند کشورمان که به منظور دهمین صعود خود به قلل بالای هشت‌هزار متر جهان راهی کشور نپال و قله ی "ماناسلو" شده‌است، دیروز "کاتماندو" را به مقصد کمپ اصلی این قله ترک کرد.

این گزارش حاکی‌ست: "مهدی قلی‌پور" نیز به صورت مستقل عازم "ماناسلو" شده و برای صعود به این قله تلاش خواهد کرد.

شایان ذکر است: تیم ۵ نفره‌ی استان لرستان نیز به عنوان اولین تیم اعزامی از این استان جهت صعود به یکی از قلل بالای ۸هزار متر هیمالیا راهی نپال شدند. این تیم نیز قصد دارد به سرپرستی "جلال چشمه قصابانی" (با تجربه‌ی ۴ صعود بالای ۸ هزار متر) به قله‌ی ۸۱۶۳متری "ماناسلو" صعود کند.

سایر اعضای گروه عبارتند از: محمد حسینی، مجید نعمت اللهی، محسن یاراحمدی و محمد لک.
نقل از حسین محمدی

گزارش برنامه علم کوه ۲۶- ۹۱/۵/۱۸


عنوان برنامه : صعود قله- دیواره- گرده و خط الراس علم کوه و قلل منطقهنام منطقه :تخت سلیمان (علم کوه) |ارتفاع : ۴۸۵۰ متر  | تاریخ برنامه :  ۲۶- ۹۱/۵/۱۸سرپرست : آقای حامد ارشدی فرد | تهیه کننده گزارش:  خانم مطهره عدالت خواه-آقای حامد ارشدی فردعکاس : آقایان: امید جعفر صباغ- محمد گلشن- حمیدرضا توکلی- احسان جابری- علی اصغر روزبهانی- گلناز لبیبی- مطهره عدالت خواهنفرات شرکت کننده :آقایان حسین عظیمی، بهروز شاعری، حامد ارشدی فرد، مسعود جابری، احسان جابری، مسعود وزوایی، احمدرضا بابایی، علی مصباحی، محمود وفایی،علیرضا کریم آبادی، محمد مهدی گلشن، سینا شفیع زاده، منوچهر خسروآبادی، بهنام بهروش، حمیدرضا توکلی، امید جعفر صباغ، سعید مومنی، افشین نصرت زاده و کامران هدایتخانمها: نسرین مقدم، گلناز لبیبی، هانیه ذوالفقاری، عطیه محمد شیرازی، عطیه عظیمی، پروین صباحی، مطهره عدالت خواهمتن گزارش :برنامه علم کوه امسال با چندین جلسه هماهنگی و برنامه ریزی های قبلی انجام شد.جلسه اول ۴ مرداد ( با حضور ۱۱ نفر) به دلیل اینکه آقای جباریان در حال تلاش برای صعود قله خانتانگری بودند، مسئولیت کارگروه فنی به آقای بابایی محول شده بود و ایشان با همکاری پیشکسوتان و مربیان گروه جلسه اول برنامه ریزی علم کوه را برگزار کردند.نتیجه جلسه اول: تعیین سرپرست علم کوه حامد ارشدی فرد- سرپرست قله ها: بهروز شاعری- سرپرست گرده: احمد رضا بابایی جلسه دوم  ۷ مرداد ( با حضور ۱۴ نفر) آقایان بابایی و ارشدی فرد جلسه هماهنگی دوم را برای افرادی که قصد اجرای کار فنی و شاخص داشتند برگزار کردند.نتایج جلسه دوم:تعیین مسئولیتها:کمک سرپرست: احمد رضا بابایی، مسئول فنی: مسعود جابری، هماهنگی و نامه قرارگاه ونداربن: حسین عظیمی ، مسئول محیط زیست: بهروز شاعری، گزارش: مطهره عدالت خواهتصمیم گیری در مورد نحوه اجرای برنامه ها- تهیه خوراک نفرات- زمان اجرای برنامهجلسه سوم ۱۵ مرداد (با حضور ۱۷ نفر) با توجه به گزارش هواشناسی زمان مناسب اجرای برنامه ۱۸ مرداد اعلام شد و جلسه آخر برای هماهنگی بیشتر و تکمیل ثبت نام نفرات برگزار شد.سرپرست تیم خط الراس آقای حسین عظیمی اعلام شد.صحبت نهایی در جلسه عمومی گروه ۱۶ مرداد:در جلسه عمومی گروه صحبت های نهایی سرپرست و معاونین ارائه شد.تدارکات: بعد ازجلسه عمومی، مواد غذایی تهیه شده توسط خانم هاشمی با کمک خانم هاشمی و آقای ارشدی فرد بسته بندی شد.آقایان احسان و مسعود جابری و احمد رضا بابایی وسایل فنی و چادر های مورد نیاز را آماده کردند.چهارشنبه ۱۸ مرداد:آقای شاعری نان مورد نیاز را تهیه کرد و بسته بندی نهایی بارها با حضور آقای ارشدی فرد انجام شد. کیف کمکهای اولیه با همکاری خانم تبریزی و هاشمی آماده شد.آغاز برنامه:ساعت ۱۵ روز  ۱۸ مرداد زمان حضور در محل گروه برای چک نهایی وسایل و حرکت اعلام شده بود.وزن کشی بارهای عمومی و کوله ها انجام شد. صحبت سرپرست قبل از شروع برنامه انجام شد و همه دوستان با انرژی کامل به سمت میدان قدس حرکت کردند.تشکر ویژه می کنم از تمامی دوستانی که تیم را بدرقه کردند. از آقایان خلج، حاج حسینی، حمیدی، جباریان، روزبهانیزمان حرکت  ماشینها ساعت ۱۷ اعلام شده بود. مینی بوس اول ساعت ۱۷٫۰۵ رسید اما مینی بوس دوم ساعت ۱۸٫۱۰ رسید.نهایتا ساعت ۱۸٫۱۵ حرکت کردیم .ساعت ۱۹ میدان فشم – ۲۰٫۲۵ گردنه دیزین- ۲۳ کلاردشتبرای گرامیداشت یاد مشهدی صفر نقوی، راهنمای تازه درگذشته علم کوه، لوح یادبودی به پیشنهاد آقای حمیدی و لطف آقای روزبهانی تهیه شده بود.  با هماهنگی آقای ارشدی فرد به منزل فرزند ایشان آقای رسول نقوی رفتیم.منزلی زیبا و آراسته که بی شباهت به گالری عکس و مجموعه افتخارات نبود. با پذیرایی صمیمانه آقای نقوی دقایقی را در کنار ایشان سپری کردیم و به سمت رودبارک حرکت کردیم.۲۳٫۳۰ به قرارگاه رودبارک رسیدیم و با دو دستگاه وانت به سمت ونداربن رفتیم.۰۰:۲۰ بامداد وارد ونداربن شدیم و بعد از تحویل گرفتن اتاق و صرف شام و تحویل دادن بارها، ساعت ۲ بامداد خوابیدیم.پنج شنبه ۱۹ مرداد:۵ صبح زمان بیدارباش عمومی بود. البته تیم خط الراس زودتر بیدار شده بودند.۶ صبح حرکت تیم خط الراس با سرپرستی آقای حسین عظیمی وحضور آقایان محمد مهدی گلشن، سینا شفیع زاده، منوچهر خسروآبادی و خانمها هانیه ذوالفقاری و عطیه محمد شیرازی۶٫۳۵ حرکت تیم ۱۸ نفره علم کوه۷٫۳۰ دوراهی کلجاران ( ۷ دقیقه استراحت)۸٫۴۵ کشتی سنگ (۲۵ دقیقه استراحت)۱۰٫۵۰ آبخوری (۱۵ دقیقه استراحت)۱۱٫۵۵ کنار سنگ بزرگ (۲۰ دقیقه استراحت)۱۳٫۱۵ جانپناه سرچال (ناهار)۱۴٫۴۵ حرکت تیم به سمت علم چال۱۸ :رسیدن تیم به علم چال و استقرار چادرهاجمعه ۲۰ مرداد:۵ صبح: حرکت تیم گرده آلمانها: آقایان احمدرضا بابایی(سرپرست) ، محمود وفایی و خانم گلناز لبیبی حال عمومی چند نفر از اعضا مناسب نبود و حرکت تیم قله تخت سلیمان با تاخیر انجام شد.۹ صبح: حرکت تیم قله تخت سلیمان: آقایان بهروز شاعری (سرپرست)، حامد ارشدی فرد، بهنام بهروش، حمیدرضا توکلی، امید جعفر صباغ، سعید مومنی، خانمها عطیه عظیمی و پروین صباحی ۱۴: تیم خط الراس به قله علم کوه رسید.۱۵:۰۰: تیم تخت سلیمان قله تخت سلمان را صعود کرد.۱۷٫۴۵: تیم گرده به قله علم کوه رسید.۱۹: رسیدن تیم خط الراس به کمپ علم چال۱۹ : ملحق شدن آقایان مسعود وزوایی و علی مصباحی به تیم۲۱: رسیدن تیم تخت سلیمان به کمپ علم چالتیم گرده در راه برگشت مسیر اشتباهی را انتخاب کرده بودند و شب را روی دهلیز های سنگ سیاه سپری کردند. به دلیل اینکه محل استقرارشان نامناسب بود و پوشاک مناسب برای بیواک به همراه نداشتند، سرپرست با نهایت دلسوزی و تلاش خود، وضعیت افراد را مرتبا با بیسیم چک می کرد.شنبه ۲۱ مرداد: ۶ صبح: حرکت تیم گرده به سمت علم چال۹٫۵۵: رسیدن تیم گرده به کمپ علم چال۱۱٫۲۰: بازگشت تیم اولمابقی روز هوای خراب (بارش برف و تگرگ)یکشنبه ۲۲ مرداد:۹٫۳۰: حرکت به سمت قله میان سه چال آقایان حامد ارشدی فرد(سرپرست)، محمد مهدی گلشن، سینا شفیع زاده، علیرضا کریم آبادی، محمود وفایی و خانم مطهره عدالت خواه ۱۰٫۳۰: گردنه شانه کوه۱۱: ابتدای یال میان سه چال – چال – محل آنتن دهی موبایل -۴۰ دقیقه توقف برای برقرای تماس با تهران۱۲٫۲۰: قله میان سه چال۱٫۴۵: ابتدای یال میان سه چال – محل آنتن دهی موبایل- ۱۰ دقیقه توقف برای تماس مجدد۲٫۳۰: برگشت به کمپ علم چالدوشنبه ۲۳ مرداد:۳٫۳۰: حرکت تیم اول دیواره آقایان مسعود و احسان جابری با کمک آقایان بابایی و وفایی برای حمل بار تا پای دیواره۴٫۳۰: : حرکت تیم دوم دیواره آقایان مسعود وزوایی و علی مصباحی با کمک آقایان ارشدی فرد و وفایی برای حمل بار تا پای دیواره۶:۳۰: حرکت تیم قله علم کوه آقایان شاعری (سرپرست) و گلشن۶٫۴۰: بازگشت تیم دوم به تهران آقایان بابایی، وفایی، شفیع زاده و خانم مقدم۷٫۵۰: تیم قله سر یال سیاه سنگها۱۱٫۴۰: تیم قله روی قله علم کوه۱۴٫۱۰: تیم قله روی قله شاخک۱۷٫۳۵: برگشت تیم قله به کمپ علم چال۲۲: اتمام مسیر ۵۲ لهستانیها و بیواک زیر قله – تیم هاری رست در  ابتدای ریزشیها بیواک کردندسه شنبه ۲۴ مرداد:۶٫۲۰: ادامه کار تیم هاری رست و کمک آقای احسان جابری به تیم هاری رست برای اتمام مسیر۹:۳۰: اتمام مسیر تیم هاری رست۱۱٫۳۰: پناهگاه سیاه سنگها۳٫۳۰: بازگشت تیم های دیواره و جشن دیواره نوردان گروهچهارشنبه ۲۵ مرداد:۷: بیداری۱۱: اتمام کار جمع آوری چادرها و وزن کشی بارها و حرکت به سمت سرچال۱۲:۴۰: جان پناه سرچال- توقف برای ناهار۱۳٫۳۰: حرکت۱۴٫۲۰: آبخوری ۱۰ دقیقه استراحت۱۶: کشتی سنگ ۳۰ دقیقه استراحت۱۶٫۵۵: دوراهی کلجاران ۱۷:۱۶: قرارگاه ونداربن- توقف تا رسیدن بارها۱۹: رسیدن بار (قاطرها)۱۹:۳۲: حرکت با وانت به سمت قرارگاه رودبارک۲۰: قرارگاه رودبارک- انتقال بارها به ون۲۰:۴۵: حرکت به سمت تهران۲۲: رستورانپنج شنبه ۲۶ مرداد:۲ صبح: میدان آزادی۲٫۴۰ صبح: میدان قدس و انتقال بار ها به محل گروه و پایان برنامههزینه برنامه نفرات بین ۵۰ تا ۱۵۰ هزار تومان بسته به میزان حضور در برنامه متفاوت بود.در خاتمه از مدیریت و دلسوزی و تلاش بی وقفه آقای ارشدی فرد، سرپرست محترم ،قبل و حین برنامه، برای اجرای شایسته این برنامه تشکر می کنم. همچنین از تمامی دوستانی که قبل و حین برنامه با کمکها و همدلی خود به برگزاری برنامه شاخص تابستان کمک نمودند سپاسگزارم.ویژگی خاص برنامه علم کوه، محبت و همدلی همه دوستان بود که به یک کار گروهی عالی منجر شد.از اعضای تیم پشتیبانی خانم مقدم و آقایان شاعری،وفایی، گلشن و کریم آبادی نیز صمیمانه سپاسگزارم.  لیست برنامه غذایی روزانه: در این برنامه برای نفراتی که ۵ یا ۷ روز در برنامه حضور داشتند با موافقت ایشان غذای عمومی تهیه شد و سایر افراد ۳ روزه غذای خود را به همراه آوردند.از ناهار پنج شنبه توزیع غذای عمومی آغاز شد.صبحانه ها: نان و پنیر و حلوا شکری و مرباروزناهارمیان وعدهشامپنج شنبهخوراک لوبیاخورشت قیمه و برنججمعهباقالی پلو و خوراک مرغتاس کباب و برنجشنبهخورشت قیمه و برنجعدسینودل و خوراک مرغیکشنبهخورشت کرفس و برنجآش رشته- سوپخوراک لوبیا سبز و گوشت – جوجه کباب دیواره نورداندوشنبهخورشت قرمه سبزی و برنجنودلسوپ جو- جوجه کباب دیواره نوردانسه شنبهخورشت قرمه- قیمه- جوجه کباب و برنجحلیم (صبح)نودل و تاس کبابچهارشنبهتاس کباب و خوراک لوبیارستوران لیست مواد غذاییردیفنوعمقدار۱آش رشته۳ بسته۲نودل ایت۱۰ بسته۳عدسی۵ بسته۴سوپ جو۵ بسته۵سوپ قارچ۵ بسته۶خوراک لوبیا۷ عدد۷خوراک مرغ۱۶ عدد۸خوراک جوجه۷ عدد۹خوراک لوبیا چیتی با قارچ۲ عدد۱۰جوجه کباب۸ عدد۱۱تاس کباب۱۶ عدد۱۲خورشت کرفس۱۳ عدد۱۳خورشت قرمه سبزی۱۴ عدد۱۴خورشت قیمه۱۴ عدد۱۵خورشت قیمه بادمجان۲ عدد۱۶لوبیا سبز با گوشت۷ عدد۱۷شیود باقالا پلو۶ عدد۱۸برنج بزرگ هانی۴۸ عدد۱۹چای کیسه ای ۲۵ عددی۲ بسته۲۰قند ۱ کیلویی۲ بسته۲۱خرما۲ بسته۲۲کافی میکس۱ بسته۲۳کوپا میکس۱ بسته۲۴حلوا شکری کوچک۲۴ عدد۲۵پنیر ۱۰۰ گرمی۲۱ عدد۲۶مربا بالنگ۲ عدد۲۷مربا آلبالو۲ عدد۲۸مربا توت فرنگی۲ عدد۲۹مربا بهار نارنج۲ عدد۳۰عرق نعناع ۱ لیتری۲ عدد۳۱نمک تصفیه شده۱ بسته۳۲فلفل سیاه۱ عددلیست داروییردیفنام دارومقدار۱سرم دکستروز۲ عدد۲سرم رینگر۲ عدد۳ست سرم۵ عدد۴آتل۱ عدد۵سرژی فیکس۳ عدد۶سرنگ ۵ میلی۳ عدد۷سرنگ ۳ میلی۳ عدد۸آنژیوکت۶ عدد۹پد الکل۲۰ عدد۱۰آمپول دگزامتازون۳ عدد۱۱آمپول بی کمپلکس۲ عدد۱۲آمپول متوکلوپرامید۳ عدد۱۳آب مقطر۵ عدد۱۴گاز استریل۲۰ عدد۱۵دستکش لاتکس۱۴ عدد۱۶چسب بخیه۳۰ عدد۱۷چسب زخم۳۰ عدد۱۸انواع باند کشی۹ عدد۱۹گاز وازلینه۵ عدد۲۰پنبه۱ بسته۲۱پماد دیکلو فناک۱ عدد۲۲پماد سوختگی۱ عدد۲۳پماد تتراسایکلین۲ عدد۲۴قرص کلد ژل۳۰ عدد۲۵قرص مکیدنی گلو۱بسته۲۶قرص سیتریزین۲ بسته۲۷قرص هیوسین۱ بسته۲۸قرص آزیترومایسین ۲۵۰۲ بسته۲۹قرص تدافن۲ بسته۳۰قرص مفنامیک اسید۱ بسته۳۱قرص استامینوفن ۵۰۰۳ بسته۳۲قرص یدوکینول۴ بسته۳۳قرص آلومینیوم MGS3 بسته۳۴قرص استازولامید۱ بسته۳۵قرص متوکلوپرامید۲ بسته۳۶قرص TNG1 بسته۳۷گارو۱ عدد۳۸ست پانسمان۳ عدد۳۹بتادین۱ عدد۴۰کلار گردن۱ عدد خوشبختانه در این برنامه حادثه خاصی رخ نداد و تنها عده ای از دوستان دچادر کوفتگی بدن و سرما خوردگی شدند که با قرص های همراه درمان آنها کامل شد.عده ای از دوستان هم سر درد داشتند که در ارتفاع با توجه به وخیم نشدن آن عادی می باشد و با ماندن در ارتفاع و هم هوا شدن و دارو، درمان گردیدند.(گزارش کامل هر صعود به ترتیب بر روی سایت درج خواهد شد.)

گزارش برنامه قله سبلان ۱۶-۹۱/۴/۱۵

عنوان برنامه: صعود قله سبلان| ارتفاع: ۴۸۱۱ متر | نام منطقه: مشکین شهر

تاریخ برنامه:  ۱۶-۹۱/۴/۱۵ | سرپرست: آقای محمود آرین

تهیه کننده گزارش: آقای مجید مشکوری | عکاس: آقای محمد گلشن

آقایان:محمود آرین، کامران هدایت، منوچهر هدایت، حامد میرداوودی، حامد ارشدی فرد، مجید مشکوری، محمد مرتضوی، سینا شفیع زاده، محمد گلشن

خانمها: مریم محمدصالح، فاطمه ترابیان، آزاده پور سیاح، فرزانه ولی پوری، عطیه محمد شیرازی

توضیحات منطقه:

ساوالان: معنی کلمه ساوالان که از دو کلمه ساو (باج) و آلان (گیرنده) تشکیل شده است، باج گیرنده می باشد. در برخی نوشته ها معنی ساوالان را گیرنده آب (سوالان) یا گیرنده صدا عنوان کرده اند. در منابع فارسی ساوالان با نام سبلان شناخته می شود که آن را از باران بزرگی به نام سبل می دانند. کوه آتشفشانی ساوالان در طول جغرافیایی ۴۷ درجه و ۵۰ دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۸درجه و ۱۷دقیقه شمالی قرار گرفته ‌است. رشته کوه سبلان از دره قره سو در شمال غرب اردبیل و در جهت شرقی و غربی به طول ۶۰ کیلومتر و عرض ۴۵ کیلو متر تا کوه قوشا داغ اهر ادامه می یابد، سطحی که بوسیله آن در آذربایجان اشغال شده است حدود ۶۰۰۰ کیلو متر مربع می باشد و در دامنه های خود  سه شهر زیبا یعنی سراب، اردبیل و مشگین شهر و بیش از ۱۰۰۰ آبادی را جای داده است. از نظر زمین شناسی ساوالان دو مرحله آتشفشان عمده داشته است. فعالیت قدیمی از (ائوسن) شروع گردیده ولی آنچه که کوه سبلان را بوجود آورده در مرحله دوم (پلیوسن – کوارتنر) شروع به فعالیت نموده و تا عصر بعد از آخرین یخبندان هم ادامه داشته است.

گدازه های آتشفشان ساوالان مساحتی معادل ۱۲۰۰ کیلومتر مربع را اشغال نموده‌اند. در کوه سبلان، محل هایی دیده میشود که برف دایمی و یخچال جاودانه دارند و علت آن بارندگی به نسبت زیاد و ارتفاع نقاط است. حدود برفهای دایمی سبلان از ۴۰۰۰ متر تا ۴۱۰۰ متر دامنه شمالی است که آثار یخچال قدیمی نیز در این حدود به خوبی دیده می شود.

آتشفشان سبلان:

آتشفشان سبلان از نوع آتشفشان نقطه ای و مخروط مختلف است که از نظر ساختمان و حجم، شبیه آتشفشانهای قاره ای ولی از نظر ترکیب شیمیایی شباهتی با انواع حاشیه قاره ای ندارد. ارتفاع آتشفشان سبلان از سطح دریا ۴۸۰۰ متر و گدازه ی آن مساحتی معادل ۱۲۰۰ کیلومتر مربع را در بر می گیرد.

قلل ساوالان:

سلطان: قله اصلی یا آتشفشان ساوالان که یکی از زیباترین قلل آتشفشانی ایران و جهان که به آن لقب «سلطان» داده اند بلندترین نقطه آذربایجان (۴۸۱۱ متر) و پس از دماوند، دومین قله آتشفشانی خاموش معروف ایران است. قله سلطان به شکل مخروط زیبایی است و حدود پنج کیلومتر مربع مساحت دارد. دهانه آتشفشان خاموش آن در جنوب شرقی قله و در داخل این دهانه دریاچه­ای با محیط بیضی شکل به اقطار ۱۴۵ و ۸۰ و عمق تقریبی ۴۰ متر وجود دارد. آب دریاچه ۲۵ متر پایین تر از لبه های مخروط آتشفشانی است و در ردیف دریاچه های آتشفشانی محسوب می شود که از لحاظ علم دریاچه شناسی یا لیمنولوژی درجهان بی نظیر است. آب آن به استثنای اواسط تیر ماه تا اوایل شهریور در تمام فصول سال یخ بسته و منجمد است و درجه حرارت آن از درجه حرارت محیط تبعیت می کند و آب آن تنها از طریق ریزش برف و ذوب آن تامین می شود. آب آن آبی مایل به سبز و زلال که از نظر شیمیایی جزو آبهای سولفاته کلسیک و سدیک بسیار سبک و غنی از سیلیس است. مشهور است که قبر زرتشت پیامبر در کنار این دریاچه و زیر یکی ازتخته سنگ ها قرار دارد. سنگ معروف محراب در قسمت شمالی قله سلطان و در مسیر جبهه ی شمال شرقی واقع است که در کتاب معجم البلدان به قبور حضرت حامد (گائوماته زرتشت) و حضرت هودپیامبر (سپیتمه جمشید)در زیر این سنگ اشاره شده است. گویند سنگ محراب  محل عبادت زرتشت بوده است.

هرم داغ: دومین ناحیه مرتفع ساوالان بعد از سلطان، ستیغ بزرگی است که به نام هرم داغ یا سبلان کوچک شناخته می شود. هرم داغ شامل سه قله می باشد، بلندترین آن هرم ۱ با ارتفاع ۴۵۸۷ متر و دیگر قلل آن از سمت هرم ۱ به ترتیب هرم ۲ و هرم ۳ نامیده می شوند.

کسری: سومین قله مرتفع ساوالان کسری یا آقام داغ با ارتفاع  ۴۵۷۷ متر می باشد.

دریاچه‌ ی سبلان:

همانطور که گفته شد، قله سبلان با ۴۸۱۱ متر ارتفاع از سطح دریا، آتشفشانی خاموش است که قله آتشفشانی آن حدود پنج کیلومتر مربع مساحت دارد. محفظه آتشفشانی در جنوب شرقی قله و در داخل این مخروط دریاچه­ای با محیط بیضی شکل به اقطار۱۴۵  و ۸۰ متر وجود دارد و در ردیف دریاچه­های آتشفشانی محسوب می ­شود. آب دریاچه ۲۵ متر پایین­تر از لبه­های مخروطی آتشفشانی است. آب آن به استثنای اواسط تیر ماه تا اوایل شهریور ماه در تمام فصول سال یخ بسته و منجمد است و درجه حرارت آن از درجه حرارت محیط تبعیت می کند و آب آن تنها از طریق ریزش برف و ذوب آن تأمین می ­شود. آب آن آبی مایل به سبز و زلال است که از نظر شیمیایی جزء آب­های سولفاته کلسیک و سدیک بسیار سبک و غنی از سیلیس است.این دریاچه ی قله­ای یکی از زیباترین و منحصر به فردترین دریاچه­های کوهستانی است که همه ساله علاقمندان زیادی برای دیدار ازآن به سوی قله سلطان سبلان روانه می ­شوند.

آبگرم شابیل:

چشمه ی شابیل در مسیر صعود به سبلان با دمای ۴۹ درجه سانتی گراد و دبی ۵ لیتر در ثانیه واقع است. مجتمع آب درمانی شابیل در دو طبقه شامل بخش های مجزای زنانه و مردانه و هرکدام مجهز به استخر، سالن دوش، رستوران، سوئیت، سونا و جکوزی احداث گردیده و آماده بهره برداری است.

شیروان دره‌سی (دره شیروان):

یکی از یازده زیستگاه وحشی است که در منطقه سبلان واقع شده‌است. شیروان دره‌سی حدودا در ۲۰ کیلومتری جنوب شرقی مشکین شهر و در نزدیکی لاهرود قرار دارد، ارتفاع آن از سطح دریا ۲۲۰۰ متر و مساحت آنرا ۷۵ کیلومتر تخمین زده‌اند. شیروان دره سی دره عمیق و عریض استکه بریدگی‌های دیواره‌های صخره‌ای، چشم انداز ویژه‌ای به این منطقه بخشیده‌است وسنگها در آن به صورت تندیس هایی دیده می‌شوند که گویی هرکدام به دست هنرمندی با ذوق تراشیده شده‌است. این دره از قسمت جنوب به دامنه شمالی سبلان (هرم) از شرق به جاده لاهرود – شابیل، از غرب به هوشنگ میدانی و از شمال به زمین‌های روستای قلچقلو منتهی می‌شود.

این زیستگاه محل زندگی دائمی و حوش متعددی چون خوک، روباه، گرگ، قوچ و میش ارمنی، خرس قهوه‌ای، کبک، قمری و … می باشد.

گیاهان منطقه سبلان:

فصل بهار آغاز رویش گیاهان مرتعی بوده که با ذوب شدن تدریجی برفهای زمستانی شروع می شود و در این مرحله مراتع را ژئوفیت های گلدار می پوشاند، مراتع سبلان  هفت گونه اصلی دارد که پنج گونه از آنها به تیره لاله و یک گونه به تیره آلاله و گونه دیگر به تیره زنبق تعلق دارد.

حیات وحش سبلان:

گونه های مهم حیات وحش این منطقه عبارتند از:خرس قهوه ای، کل و بز (پازن)، انواع سمور، گرگ، روباه، راسو، گراز، شغال، خرگوش، عقاب طلایی، طرلان، قرقی، انواع سهره، جغد،زنبور خوار، هدهد، انواع چلچله، انواع چکاوک، پرستو، کبک دری، باد خورک، انواع کلاغ و …

مسیر های صعود به قله سبلان:

مسیر صعود از جبهه شمال شرقی: آبگرم شابیل از گذشته به عنوان مبدا صعود از مسیر های ذکر شده مطرح بوده و با وجود راه ماشین رو تا پناهگاه به مسیر اصلی صعود تبدیل شده است. برای رسیدن به آبگرم شابیل باید از شهر لاهرود واقع در جاده اردبیل به مشکین شهر به سمت جنوب پیش رفته و با گذر از کناره دره بسیار زیبای شیروان دره به شابیل رسید. مسافت شابیل تا پناهگاه را می توان با لندرورهای کرایه ای (در مدت نیم ساعت) و یا پیاده (در مدت سه الی چهار ساعت) طی کرد.

رایج ترین مسیر برای صعود به کوه ساوالان، مسیر پناهگاه شمال شرقی است. این مسیر برای کوهنوردانی که اولین صعودشان بوده و راهنما هم ندارند بهترین مسیر می باشد. چون وجود راه اتومبیل رو تا پناهگاه سبب شده اغلب کوهنوردان نا آشنا به محل، به راحتی خود را به پناهگاه برسانند و ازطرف دیگر مسیر پناهگاه تا قله کاملا پاکوب بوده ومشخص است و در بیشتر قسمت های مسیر پرچم های راهنما هم وجود دارد.

برای رسیدن به پناهگاه می توان از مسیر دیگری هم استفاده کرد که زیباتر و خلوت تر از مسیر شابیل می باشد. برای صعود به پناهگاه از این مسیر باید قوتورسویی را به عنوان مبدا حرکت انتخاب کرد. قوتورسویی آبگرم بسیار جالب و کم نظیری است که در نزدیکی شابیل قراردارد. قبل از رسیدن به خود قوتورسویی و وقتی جاده به طرف شمال پیچیده و از سبلان دور می شود، باید از اتومبیل پیاده شده و وارد دره قوتور سویی شده و در مسیر جنوب و به طرف سبلان حرکت کرد. این دره بسیار زیبا بوده وعلاوه بر سرسبزی دارای آبشاری جالب نیز می باشد. چشمه گوگرد داری هم با آبدهی بالا درون دره وجود دارد که برخلاف قوتورسویی آب آن سردبوده و در نوع خود جالب است .پس ازحدود نیم ساعت پیاده روی در داخل دره به چشمه کوچکی خواهید رسید که درطرف راست رودخانه قرار دارد. دراین نقطه باید درجهت غرب از دره خارج شوید و از چند سربالایی بالا رفته و بطرف چپ قله حرکت کنید تا پناهگاه رویت شود. این مسیر هم ازقوتورسویی تا پناهگاه نیاز به حدود چهار الی پنج ساعت پیاده روی خواهد داشت. از پناهگاه تا قله بسته به سرعت حرکت چهار الی پنج ساعت کوهپیمایی نیاز خواهد بود.

مسیر صعود از جبهه جنوبی: پیست اسکی آلوارس مبدا صعود از جبهه جنوبی می باشد. پیست اسکی آلوارس از سرعین حدود ۳۰ کیلومتر فاصله دارد و راه آن آسفالت می باشد. قبل از رسیدن به پیست اسکی تقریبا ۲۰۰ الی ۳۰۰ متر مانده به پیست اسکی الوارس در سمت چپ راه شوسه عشایر به چشم می خورد که در امتداد کوه بالا رفته.  مسیر را می توان با ماشین شاسی بلند در حدود ۲۰ دقیقه تا محل چای گوزی که اولین چادر عشایرنشین موجود در مسیر که به علی اوباسی شناخته می شود و در این محل قرار دارد طی کرد و پیاده حدوداً ۲ ساعت زمان می برد. البته در مسیر جبهه جنوبی هیچ پناهگاه یا جان پناهی وجود ندارد و بایستی برنامه صعود طوری تنظیم شود که بتوان در کنار چادرهای عشایر شب را سپری کرد. از کنار چای گوزی مسیر اصلی صعود  شروع می شود که دو مسیر جهت رسیدن به قله وجود دارد که مسیر اول از منطقه قره مسجد می گذرد و بیشتر صعودها از این مسیر می باشد و تا قله بسته به سرعت حرکت ۵ الی ۶ ساعت کوه پیمایی نیاز خواهد بود.

مسیر صعود از جبهه غربی: برای صعود از این مسیر نیز می توان از شابیل شروع به حرکت نمود و پس از عبور از چادرهای عشایر خاوندی، از سمت غرب قله یاپراق، از روی یال و با استفاده از مسیر پاکوب به جانپناه غربی در ارتفاع ۴۲۰۰ متر رسید. ادامه مسیر نیز تا قله پاکوب بسیار مشخصی دارد و پیمایش آن حدود ۲ ساعت زمان نیاز دارد.

در جبهه ی غربی قله سلطان و در کنار جانپناه، سنگی به شکل عقاب به نام قارتال (در ترکی آذربایجان به معنی عقاب) قرار دارد که در طول زمان به نماد سبلان تبدیل شده‌است. این قطعه سنگ به شکل عقابی است که نشسته و سر را به جانب شرق چرخانده است.

متن گزارش :

طبق قرار قبلی بنا بود همگی ساعت ۲۰:۳۰ روز چهارشنبه مورخ ۱۴/۴/۹۱ در ترمینال غرب تهران حاضر باشند و راس ساعت ۲۱ اتوبوس شروع به حرکت نماید. با توجه به تاخیر اتوبوس زمان حرکت با نیم ساعت تاخیر انجام گرفت. صبح پنج شنبه به اردبیل رسیده و توسط ماشین مینی بوسی که از قبل هماهنگ شده بود به سمت قهوه خانه ای که در همان نزدیکی بود رفتیم. پس از خوردن صبحانه حدود ساعت ۷:۳۰ به سمت مشکین شهر حرکت کردیم. ساعت ۹:۱۵ به شابیل رسیدیم و پس از جمع آوری کوله ها و نرمش که همگی این کارها ۱۵ دقیقه به طول انجامید شروع به حرکت نمودیم. لازم به ذکر است مسیری که از قبل تعیین شده بود مسیر غربی سبلان بود اما به دلیل پیش بینی سایت های هوا شناسی به صاعقه و بارندگی بنا به تشخیص سرپرست تصمیم بر صعود از سمت شمال شرق گرفته شد.

ساعت ۱۲:۴۵ به پناهگاه رسیده و در آنجا در اتاقی که از قبل هماهنگ شده بود مستقر شدیم. عده ای از اعضا برای هم هوایی به ارتفاعات اطراف پناهگاه رفتند. که از این میان برای دو نفر که به قله یاپراق (قله فرعی سمت غرب یخچال شمالی) صعود کرده بودند اتفاق جالبی افتاد و به یک خرس مادر و توله اش برخودند که خرسها پس از دیدن دوستانمان فرار کرده بودند.

روز جمعه ساعت ۳:۳۰ بیدار شدیم. راس ساعت ۴:۲۰ از پناهگاه خارج شده و پس از نرمش شروع به حرکت نمودیم. راس ساعت ۸:۲۰ به روی قله رسیدیم و پس از گرفتن عکس و یک استراحت محدود شروع به برگشت کردیم و حدود ساعت ۱۲ ظهر به پناهگاه رسیدیم.

پس از استراحتی کوتاه و جمع آوری لوازم توسط ماشین به شابیل برگشتیم و تا رسیدن مینی بوس در همانجا ماندیم و از آب گرم شابیل هم بهره مند شدیم. راس ساعت مقرر یعنی ۱۶ مینی بوس آمد و به اردبیل برگشتیم و پس از به امانت گذاشتن وسایلمان در ترمینال، زمان اندکی برای صرف آش دوغ و کباب در شهر گذراندیم. راس ساعت ۲۱ اتوبوس حرکت کرد و ساعت ۶:۳۰ شنبه ۱۷/۴/۹۱  به ترمینال تهران رسید.

هزینه کل برنامه برای هر نفر: ۵۱۰۰۰ تومان شامل:

بلیت اتوبوس رفت و برگشت برای هر نفر ۲۶۰۰۰ تومان

 کرایه مینی بوس دربستی ۱۱۰۰۰۰ تومان

 اجاره اتاق پناهگاه ۴۰۰۰۰ تومان

 کرایه لندرور برای برگشت به شابیل هر نفر ۶۰۰۰ تومان

 هزینه روز برنامه هر نفر ۳۰۰۰ تومان و سایر هزینه های متفرقه

در خاتمه از راهنماییهای آقای حاج صالح آبروش از پیشکسوتان کوهنوردی شهرستان اردبیل تشکر و قدردانی می نماییم.

شماره تلفنهای مورد نیاز :

آقای داننده ۰۹۱۴۴۵۱۳۴۴۶  راننده هیوندا دربستی اردبیل

آقای علی فتح الهی ۰۹۱۴۹۵۵۴۷۲۱ مسئول پناهگاه سبلان

سبلان 01

سبلان 01
Picture 1 of 15

به یاد اوراز دوستی که عاشقانه زیست و مردانه پرواز کرد

به یاد دوستی که عاشقانه زیست و مردانه پرواز کرد

محمد اوراز

دیریست بر سیــــاره ی درونــم

مســـافرانی از کُـــــره ای دیگـــر پا نهاده اند

به زبان رویاهـــایم ســخن می گویند

نه تکبــــری، نه تحقیـــری

نه التمــــاسی، نه تضـــرعی ...

 بعد از سالها تلاش ،"نه سال پیش"  صعود های ارزشمندی در تاریخ کوهنوردی ایران ثبت شد.

چه نازنین اسطوره هایی که بعد از محمد رفتند. چه خطاهای انسانی، فنی و شخصی که صورت نگرفت. چه درس هایی که باید گرفته می شد و ما بدنبال خود آموزی بودیم؟!. چه حق هایی که به ناحق پایمال شد و ما هنوز درگیر انداختن طوق لعنت بر گردن دیگری؟!.

 چه صعود های قشنگی که اجرا شد و تجربه اش درون سینه ها حبس!.

درختی است در درونـــم
نهــالش را از آفتـــاب گرفته ام ...

بـــرگ هایش چون ماهی آتشـــین، آویــزان
میـــوه هایش چون پــرندگان در نغمــه ...

 چه افرادی که بر فراز، فراز ها ایستادند و دریغ از تداوم آموزش حتی نکته ای به یاری، دوستی و ثبتی بر جایی ماندگار فقط یاد و شاید نامی مانده بر جا.

 خود نمی دانم شاید رسم زمانه عوض شده و یا شاید قدیمی ها به کج راهه رفتند. که اگر می رفتند پُر مُسلم همین ها را هم نداشتیم. بالاخره باید این راه گشوده می شد. حالا بعدش چه پیش آید شاید خوش هم نیاید.

ما پرسه‌زنان از کنار رود می‌آئیم

شب خاموشی را در سبد فراموشی

به‌رود سپردیم

زیر درخت کهن، بر رطوبت برگ‌ها

لختی به‌عشق اندیشیدیم

لختی درنگ کردیم و به‌عشق اندیشیدیم

اکنون آمده‌ایم کنار خورشید گل کنیم ...

    مسرورم از این همه تلاش و قدری دلخور به خاطر حاشیه هایش،که خیلی مواقع که عموماٌ خود صعود کننده ها نیستند و غریبه اند که ساز نا کوک می نوازند.

این همه به هم نزدیک شدن یه جورایی باعث شده آن هایی که باید باشند گود را ترک کنند. اما چیزی که مشخص و کاملاٌ مشهود است این است که انگیزه های سابق از رنگ بو افتاده. درد آشنا کم شده. سابق بر این تعهد ها بیشتر بود. مثلا در صعود ها همه می دانستند باید تا ته کار رفت. این گونه شده بود رسم ایام. کسی به دنبال فتو نمی دانم چی شاپ و... نبود.

    به یاد می آورم روزی را که گاشربروم دو صعود شد، حرف اون سی متر آخر ما را کلافه کرده بود و کشاند بروی کاکلش اگر چه تجربه نخست بود و ترس از سقوط.

عشق گاهی خارج از اداراک هاست
طعنه لولاک بر افلاک هاست

یک سال بعد از آن  اورست1377 - عده ای عاشق گرد هم آمده بودند، بعد روزها تلاش تیم حمله از قله جنوبی بازگشت. طوفان بود و مجال حرکت نبود. فردای آن روز کار به سر انجام رسید. تلاش روی اصل "دل دادگی" بود و کسی در فکر ریا نبود. این روند کشیده شد به چوایو و شیشاپانگما که به بهترین شکل اجرا شد. من نبودم. بدنبال لقمه نانی خیابان متر صد می کردم و علیرغم عشق به صعود و حضور، عطایش را به لقایش بخشیدم. چرا که بیش از این تحمل بیکاری و سختی کشیدن برای پیدا کردن لقمه نانی را نداشتم. آخه خِلاف اَدبه: "از دُولَتی سَر صُعود اورست و کسب افتخار برای مسلمین جهان؟!ا ما از کار بیکار شُدیم... "


برخاکِ تاریک شامگاه

آوازِ بلند سپیده می‌گذرد.

کبوتری

فریادِ درخت و تشنگی را

تا اوج

پرواز می‌کند

سنگین و

غریب.

 هیولای سیاه:

 آرزو نمی کنم آن صعودی که ما از کمپ چهار تا برگشت داشتیم کسی داشته باشد. چون حتماٌ یا صعود نمی کند یا باز نخواهد گشت. می توان گذری کرد به تاریخ صعود های این قله و کسانی که از گرد راه بازگشتند.

 اما اینکه ما تا کجا رفتیم و آیا فدراسیون در گزارشش عنوان کرد یا نه؟، من که  به یاد دارم در گزارش تمام اسلاید و فیلم های موجود ارتفاعات بالا ارائه شد - بدون حُب و بغض - اما واقعیتی که توجیه پذیر نیست این است که شرایط بر ما مرگبار گذشت، حدود  یازده شب حرکت کرده بودیم و یازده شب فردا برگشت داشتیم. این زمان کمی نیست در آن هوای مرگبار و سرد.

 استوارید

چون پولاد بی گسست

وفادارید

ای حلقه های بی شکست

  چیزی که باید مد نظر قرار بگیرداین است که: هر یک نفر که در چرخه ی صعود اضافه می شود، یعنی یک مشکل و این در حالی بود که ما  هفت نفر بودیم و دو شرپا که خیلی زودتر از آنی که فکر کنیم ما را رها کردند و رفتند.

  بله آن روز همه گفتند و نفس برای بالاتر می تپید، اما با مصلحت سرپرست دوم و پرس و جو از شرپا تصمیم بر این شد که از همان جا بر گردیم که در غیر این صورت هر دقیقه ای به مرگ نزدیک می شدیم. ایمان دارم در آن روز اگر قدری هوا یاریمان می داد جلال ها و رضا ها... کسانی نبودند که از ده و بیست متر مسیر فنی انتهای کار بهراسند. نه هرگز...

فاتحان به راهي كه بر‌مي‌گزينند، مومنند

                                        سخت و ناهموار، شايد

و به چشم ديگران، بي‌سرانجام و ناگوار

آنها مي‌دانند كه « ارزش هر چيز به عمري است

                                                      كه در آن صرف مي‌كني.

 

 حتماٌ بچه هایی که در گزارش ماکالو بودند اسلاید های موجود و صحبت های اقبال را به یاد دارند که اظهار داشت "از شرپا چند بار پرسیدیم و ایشان گفت همین جا قله است " و به خاطر قسمت خطر آفرین این بالا خیلی ها بالاتر نمی روند. تیم صعود کننده آن سال از قدرت فنی بالایی برخوردار بود و گرنه اگر قرار بود ما با قدم شرپاها صعود کنیم که اینها نظر داشتند به علت ورود جبهه هوای خراب از دویست متری قله بازگردیم. این اعضای گروه بودند که علیرغم شرایط دگرگون راه را گشوده، با نصب طناب ثابت در قسمت یخ و سنگ از دیواره مانند زیر تیغه قله بالا کشید.

بعد از آن صعود ها تلاش های زیادی صورت گرفت و می شود گفت، صعود قله لوتسه و اورست بانوان آخرین صعود های پر تعداد آن دوران بود.

  بعد از آن تئوریسین های زیادی در کوهنوردی ظهور کردند که خود در حسرت صعود حتی یک زمستان  بام کشور بودند که ای کاش حداقل به این مهم دست می یافتند تا مصداق همان به دریا رفته می شد...

  " و سر آدمی هر چه گران بارتر باشد، ژرفای خاموشی را بیشتر می جوید. "

 حتم دارم آن موقع سخن کوتاه می شد و اگر نَقلی می شد از روی عقل و منطق صورت می گرفت.

  و اما چه آزار دهنده شده، استفاده از تصاویر صعود های دیگر تیم ها و نصب عکس تقلبی روی قله، تا خودی نشان دهند حال به چه کار آید خود دانند ای کاش به جای کسب اطلاعات تئوری خارجی از و... از آنها بیاموزیم از همان بی دین و ایمان ها که بارها از چند متری قله باز می گردند و صعود را به سال بعد به عشق آن چند متر  موکول می کنند.

چه زیباست نشستن بر بلندای قلل امید، تلاش کنیم بر لمس صادقانه و بوسه زدن با خود درون، نه اینکه بدنبال آلودگی دیجیتالش باشیم.

فاتحان مي‌دانند كه پا بر قله‌هاي تكامل ندارند

در آيينه صداقت، به حرمت، ضعف خود را

نظاره می کنند

و آن گاه با تمامی نیروی خویش

 گامهاي تعالي را

استحکام می بخشند

     نمی دانم چرا یکباره ذهنم به اینجا ها رفت. به دلیل نزدیکی سالگرد زنده یاد محمد اوراز بین نوشته هایم و در افکارم مروری می کردم بر خاطرات پس پشت نهاده، از تلخ تا شیرین، از آن روزهای سیاه قله ی گاشربروم یک سال 82 که این مطالب به مغزم تراوش کرد. نوشتم، نتونستم پاکش کنم. شاید کاش می کردم چون دنبال حاشیه نیستم. توی این ایام خیلی ها دنبال تسویه حساب بودند و کسی دلسوزی راه پیش رو نبود و کسب تجربه، پس بگذار حسن نوعی بد شود. بدش کنند. تا اینکه نکند خاطر جلال ها و زنده یاد داود یا رضای نازنین و بابا اقبال ها آزرده شود. بگذار یک بار هم که شده کِسی دیگر جُور کِشی کند. حالا می فهمم بزرگان و سنگهای زیرین آسیاب چه ها کشیدند و می کشند. بِبوسم دست و بازوی همه ی بی ادعاهای نازنین را....

  گل سرخ کاشته بودیم

  خار شد

    باغبان

 آمد به دلجویی ‌مان

 گفت:

گل‌های سرخ خفته‌اند

     باید

 موسم خارهامان را نیز

  دوست بداریم

گذری بر تاریخ

 " امروز چهاردهم شهريور هشتاد و دو ست. "

  یادمه. هفتاد روز شده از موقعی که چرخ اون ابو طیاره خاک وطن رو ترک گفت. انگار سالهاست از وطن دوریم این اواخر دیگه حتی خوابش رو هم نمی بینیم.

 "هَمِچی اَ یاد آدم میره، مگه یادش که همیشه یادشه".

   شاید بِشه به جرات گفت هیچ هیات اعزامی ورزشی را نمیتوان سراغ گرفت، به جز کوهی ها، که به اندازه ی ما این همه سختی و مشقت کشیده باشد. شنیده بودم کوهی ها "کوه استقامتند" ولی این دیگه به خدا نوبره.

 هر چی بگم کَم گفتم. ببین به هرچی معتقدی بذار واسه دلت بگم، باور کن کسب تجربه همش به سن و سال و گذران عمر نیست. بلکه شرایط دشوارِ که ذات آدم ها رو نشون می ده. اینا: منظورم این جونای تیم ما به یک باره ظرف مدت چَند هفته واقعاٌ بزرگ شدن. جون گرفتن. یه پارچه آتیش شدن. انگار از روح و انرژی عزیزانی چون: خلج ها و حراستی و عزیزی ... نیرو سِتادند. ایستادند. پُل عبور هم شدند. و شُدن مرد تاریخ ساز... اینا هدیه های وطن بودن.

   اینا تجربشون بالا زد. اینا هر کدومشون واسه خودش، یه کوه درد و یه لیدر واقعی شدن. اینا از صعود های سخت یک روزه توچال یه باره شصت روزش رو تجربه کردن. اینا نَه ته هر روز کُرسی داغ داشتن نه تو کمپ ایرکاندیشن و کاناپه که روش لَم بِدن و هَوار بِکش "یه نکسافه داغ داغ". اینا دیگه دنبال کیسه خواب با پَر "98-2 " نبودن و همونی هم که بود ریختن پای رفاقت تا نفس دوست برسه پایین...

   اینجا دیگه براشون رمق انگشتاشون حتی مقابل حافظه ی پاک شده ی "مقبل" ارزش نداشت، که هر چی دستکش بود می گرفت و سوتِش می کرد. مهم اینه که اینا کم نیاوردند در عالم رفاقت. اینا فکر این نبودن که صحنه ها رو ضبط کُنن برا روز مبادا یا فروش تو گیشه. اینا به این فکر نمی کردن که شاید فرداها برا محمد و استادش چه ها و... خواهند نوشت. شاید درسته جایی که عشق آید بکار عقل و منطق قدری کم رنگ شود.

  در آن چند روز مرگ و تلاش برای رهایی دوست، تنها چیزی که در جان و دل همه از سرپرست تا دکتر، ناصری و فرهادو... رسوخ کرده بود، این بود که ما یار را تنها نخواهیم گذاشت. یا همه با هم... یا رهایی این دو یار محمد و مقبل از دستان سرما و مرگ بنیان کَن با عهد به اینکه اینها باید به شهر برسند. همه می دانستیم خیلی ها و صد البته محمد ها شاید وصیت کرده اند که در دل برفها بمانند. ولی این حرف ها به گوش این مردان نمی رفت. ایستادند تا هماره تاریخ. اگر چه، جدیداٌ جا خود باز کرده و بسنده می کنند به این حرف ها که، بگذارید بماند جای پاکی است، خطر نباید کرد!؟

در اين هواي گمشده باد مي وزد

 و

بخشي از وجود صخره هاي فلزي را با خود ميبرد 
اين من هستم كه

 چون برگهاي پاييزي خود را گم كرده ام ...

 نمی دانم شاید این طرز تفکر درست باشد و منطقی جدید، فقط این کارمان دارد اروپایی می شود؟!. ولی اون وقتا دوستی رو جور دیگه ای می نوشتن، رو سَنگا رو گرانیت، تازه با قلم دل و ناخن، نه دستکش دو انگشتی اُونم رو برفای پودری... آره جون دلم اون موقع پرچم این وادی پر ارزش، ماه ها مهمون قلبمون بود تا برسه رو اون بلند سختون ها، نکنه تو دلت خالی بشه و از یادت بپره و بی نشان بری اون بالا آخه نا سلامتی تو رو پرچم دار کردن!... به خدا کسی یاد نگرفته بود. یاد نداده بود، عکس با دست خالی گرفتن به این امید که فردا روزی یه نوشته بِچپونه تو اون جای خالی؟! آخ که چه بد شده این ایام ضرب و زور.

  اين چشم دود شده ي من در آتشي است كه حقايق را نمي بيند

اين حس خرد شده ي من است كه نمي فهمد سفيد بي رنگ است يا سفيد 
نه...نه سكوت من از جنس توهم نيست

صداي طبيعت آشفته اي است از درون وجود كه

فرياد ميزند :

شايد باد نا خواسته وزيدن را به خاك آموخته بود تا از جنس برف و باران گِل شود

    بگذریم ما اینجا تو این وا مونده پاکستانیم، من و دکتر چند روزیه با لطفی که میجر آفتاب افسر مرزی پاکستان کرد مجانی با هیلی کوپتر آمدیم، اسکاردو و بعدش اسلام آباد بلکه محمد تنها نمونه بعد بچه ها اومدن. مدت زیادیه از وطن دوریم. ایام، سخت وطاقت فرسا می گذرد. از پاکستان. از بازاراش. راستش مردمش دیگه بدمون میاد، هرکی رو می بینیم کوله ای بارشه فکر می کنیم غلامحسین(باربر تیم) باربره و یا...که الان پشت پیچ بعدی بار رو میذاره و در میره.

   انگار خیابونا برامون دراز تر شدن. و بوی جوبا مُتعفن تر از این رو بیشتر آزارمون میده. کباباش دیگه به مذاقمون خوش نمیاد و اصلاً باورمون لاستیکی شده. نمی دونم شاید ما دیگه خود رو گم کردیم. برای ما تو این دنیای غربت فقط مونده یه اشرف امان(1-) و یه افسر تیم که دوست محمد شده بود، که از کیلومتر ها فاصله هر روز رو بالین محمد میاد. اشک میریزه، مثِ ننه، بابا هایی که رو بالین بَچشون خُود خُوری می کُنن، هَمینکه جای خَلوت پیدا میکُنن، هِق هق گریشون عالم رو پُر می کنه. این افسر"میجر سجاد" اینجوری شده. یادش بخیر با محمد اوراز چقدر سر به سر میگذاشتن. وقتی فهمید، ما ها هیچ کدوم پدرمون چاه نفت نداره و بابای هیچ کس کارخونه دار نیست دیگه اجازه ول خرجی و حتی یه نوشابه نداد شد یه تن برای ماها شده بود وِرد زبونش" محمد خرید تمام... گران ست..." حالا تِکیده شده و شاید منتظر یه معجزه است. یعنی می شِه ما یه روز صبح که میریم بیمارستان. این دلاور چِشاشو باز کرده باشه. هر روز صبح وقتی از خیابونای بو گرفته و پر پیچ و خَم وارد بیمارستان شفا می شیم به سختی پله رو بالا رفته، بلکه زمان زودتر بِگذره، به در سفید می رسیم و پرستارایی که آدمُ می بَره زَمون شاه با اون کلاه های مخصوص و لباساشون.

"محمد اوراز" همچنان آرام خوابيده، خوابي طولاني و عميق. هیچ موقع تو دوران کوهنوردیش اینقدر عمیق نمی خوابید. همیشه هوشیار بود و زودتر از بقیه آماده حرکت. یادمه تو روز بیست و سه مرداد کمپ چهار گاشربروم. همون روزی که بر اقبال ما بَد نوشتند. اون روز که بهمن زد. خیلی زود از چادر بیرون آمده بود. اگه خیلی خرافاتی بودیم. باید می گفتیم. انگار عجله دنبالش کرده. اما حالا ناز و بی دغدغه ی روزگار و مشكلات زندگي, بدون دلتنگي بازگشت به وطن خوابیده. نمی دونم الان تو رؤیاهاش یاد مادرش هست یا نه؟. خوب یاد دارم می گفت" حسن تو مدتی که در سفرم نَنَه ام هر چی برا نوه ها یا بچه های دیگه تنقلات بِخره سهم منو کنار میذاره و وقتی برمیگردم یه عالمه پفک و بیسکویت و... می گیرم. می شینم کنار پنجره، هَمون که رو به کوه سلطان یعقوب باز می شِه و هِی بِخور کی نَخور و میرم بِه خیلی سال پیش"

حالا انگار داره خستگي اون سالها صعود را از تن بيرون مي كُنه. دِلت می ریزه وقتي نگاه به اين همه لوله، شیلنگِ جور واجور ميكني. پرستارا یک ریز بالای سَرش در رفت و آمدن. انگار اونا هم دوست دارن این مرد بُلند شِه سَلام کنُه و بابت هَمه ی زحمات تشکر. کار دنیا رو باش چه کسی باورش می شِه این هَمون مـحمـدي باشه كه در طول برنامه از خوردن حتي یک قرص تقويتي هم امتناء می کرد و آخر سر همه رو می ریخت رو میز دکتر که ببره برا مراکز خیریه.

در این چندروزه فقط يكی دو بار چشمهای نازش رو باز کرده آن هم خيلي مختصر. یک باره رفتم چند روز قبل تو دل برنامه كمپ سه قله گاشربروم يك ارتفاع اونجا 7100 متر بود. من و زنده یاد داود خادم بعد ساعت ها آوارگی و در بدری در عالمی از یخ و برف و تنهایی برگشته بودیم. زير گوشش گفتم: محمد حالت چطوره. و اون آرام و با صدائي لرزان همراه با خِس خِس سینه جواب داد: "خوبم". خوبم" و در آن وادی دهشتناک همین یک کلمه چه تسکینی بود برای دل خسته ی ما. و یا در آن فشار سخت فنی در مراحل فرود به کمپ دو همان موقع که ما دیگر آخرین پس مانده انرژی را مصرف می کردیم تنها چیزی که ما را به زندگی امیدوار می ساخت گرمای مختصر نفسش بود که به دستان یخ زده ما نیرو می داد.

     در زندگی لحظاتی هست

که به صد مرگ ِ سخت تر می ارزند !

خاطره یی شاید ...

رویایی ...

اتفاقی ...

 سرم راكنار گوش هاش كه دارد پوست مي اندازد مي برم و يواش نجوا مي كنم: محمد؟!. محمد جان؟! بلند شو, بلند شو برويم. اینجا جای تو نیست. لحظه اي منتظرمي مانم تا بلكه جوابي از آن سوی این تن خسته برسد. نیست. او پیش ما نیست. گويا ديگر صدائي نمي شنود. صداي خس خس سينه اش  را مي شود شنيد كه هنوز هم مي جنگد، می ستیزد براي ادامه حيات، تا بلكه برخيزد رخت برتن كند كوله بردارد. به راه بزند. جور بکشد. برف بكوبد. راه بگشايد. سرپنجه بر صخره ها بيفکند. با اقتدار بر قله بايستد. داد بزند. به نام ایران. بنام زحمتکشان ایران. به یاد و برای همه سنگ یادگاری جمع كند[1]. آخه می دونی چه کِیفی میده به دوست. یار و... سنگی از روی قله هدیه دادن. اینو محمد خوب یاد گرفته بود. به نظر من زیبا ترین هدیه عالمه.

 من مسؤولم

دریا را به پیشگاه لبانت آورم

کاری کنم تا در هوای مه آلود زیباتر ببینی

من مسؤولم

نور را تا بلندای روحت بکشم

شراره برایت برگزینم

از روشنایی برایت شراب بسازم  

  محــمد امسال طور ديگری شده بود. می دونی رو راست بعد سفر نپال در جشن 50 سالگی صعود اورست، هَمون برنامه که پادشاه دعوتمون کرده بود با حضور فاتحین بزرگ این قله مردم کوهی ها و مسئولین آنچنان پذیرایی از ما کردند با برخورد بی همتا که ما زیر و رو شدیم. آن همه محبت، دلدادگی و قدردانی از کسانی که برایشان نان می آورند، نان می دهند، اشتغال ایجاد می کنند. و...از برگشت اون برنامه بود که محمد، آرام گوشــه ی چادر آشپزخانه مي نشست. غــذا كم می خورد. چادر تکی میزد. موزیک های هُزن انگیز گوش می داد. خود را خيلي تنها احساس مي كرد. در توقف های بین مسیر تنها گَشت می زد. وقتی با او هم کلام می شدی از بلاتكليفي زندگي كلافه بود. بیکاری آزارش می داد. کَژی های زیست نالانش کرده بود. در روزهائي كه هوا خراب بود و ما در کمپ اصلی حبس بودیم. با چنان حسرتي به قله نگاه مي كرد كه نگو. غروب که در حال فروکش کردن رو کاکل گاشربروم بود با ذره ذره جانش دنبال می کرد. هر وقت كه از بالا بر مي گشت قمقمه آبش رو از يخچال پُر مي كرد و با لذت به گلو مي ريخت و یا با آن شربت آبغوره درست می کرد.

حال روزگار را ببين حالا بايــد دل را خوش كند به قطره قطره سرم كه با خساست و به سختي راه مي يابد بدرون رگهاي تشنه ی او. امروز ضربانش بیشتر شده(146 ضربه در ثانيه). نمـي دانم چرا؟ شايد احساس كرده دوست قديميش یار غارش عَمو رضا زارع كه از فتح قله ا ی در هیمالیا برگشته بربالينش خواهد آمد. همیشه برای دوستان دلش رُپ رُپ می کرد. با کسی بد نبود. رک گویی خصلت ویژه اش بود. اگر ناراحت هم می شد راحت حرفش را می زد. ديروز با کلی سختی و درد از او عكس گرفتم و تازه فهمیدم چقدر زیر چشاش گود رفته و لاغر شده، دنده هاش بیرون زده.

 هر روز غروب بعد از شام اعضای تیم برای سلامتیش دست به دعا برميداریم، تا بلکه پلك بگشايد و يك بار ديگر آن چشمان عسلي اش را به نمايش بگذارد. شب پرده سياهش رو تن کرد. دلشوره ی جان كاهي زار مي دهد. باید برگردیم. تاریخ بلیط سر آمده. درتدارك بازگشت به وطن هستيم. در هر صورت باید برگشت. هر سفر پایانی دارد حتی اگر در اندوه. برایمان درد آور است بدون یار برگشتن. بدون محمدبرگشتن. هميشه در بازگشت تا آخرین دقایق، كوهي از سوغات هاي متنوع می خرید برای هر سن و سالی از خُرد بچه های کوچه بازار گرفته تا پیران سالخورده محلات نقده، وقتی می خرید توی اتاق پهن کرده ساعتها با چنان عشقی آنها را ورنداز می کرد، با آنها بازی می کرد، به کودکی سفر می کرد، خود را پیر می کرد عصا زیر بغل می زد، از خوردنی ها می خورد و بیشتر عاشق لوازم سنتی بود. برای خودش هم می خرید. از همه جور. اهل چانه زدن نبود. سعی می کرد از هر جایی خرید نکند. خوب می شناخت. خوب می خرید.

      شب سنگين وسهمگين به نيمه رسيده، و ما در خود گم شده در اتاق آماده خواب می شدیم. خوابمان نمی برد. در افکار در هم و برهم غرق شده بودیم. صداي گوش خراش تلفن به صدا در آمد. به سختی خود را کنارش کشیدم. لعنت به این ارتباط تله پاتی. صدایی گرفته آن طرف گوشی بود. خانم بود. آرام و سعی می کرد شمرده حرف بزند. مسئول اتاق محمد بود. از بیمارستان شفای پاکستان. وقتی مطمئن شد ما گروه کوهنوردان هستیم. در حالی که خود را کنترل می کند. و حالتی شبیه دلداری در سخنش پیدابود. از ما می خواهد."زودتر به بيمارستان برویم گویا براي "محمد اوراز"مشكلي پيش آمده". مشکل. چه مشکلی. دیگر بیشتر از این.

دلم گرفته

دلم عجیب گرفته

و هیچ چیز

نه این دقایق خوشبو که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش

نه این صداقت حرفی

 که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست

نه هیچ چیز

مرا ازهجوم خالی اطراف نمی رهاند

و فکر می کنم

که این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد ...

  احساس گنگي كه در خبر است تمام بدنم را سرد و سست مي كند. خراب می شوم. کاش من گوشی را بر نمی داشتم. سر گیجه به سراغم می آید. به هم اتاقیم "مقبل هنر پژو"(2) خیره می شوم. كنارم خوابيده. هنوز بعد از ضربه بهمن خود را پیدا نکرده. هنوز بر این باور است ما قله را صعود می کنیم. دلم لبریز از بغض مي شود، كنترلش می کنم. سعی می کنم خود را پیدا کنم. بيرون مي زنم. اقبال کجاست. اقبال این سرپرست بد اقبال."اقبال"(3) را مي يابم. یافتن ندارد. انگار او هم منتظر بود و نگران. روزهاست نگرانی و درد امانش بریده. بچه ها توی راهرو پلاس هستند. انگار اتاق ندارند. دلهره امانشان را بریده. با اقبال راه می افتیم. سر راه رضا (4) را درهتلی دیگر بر می داریم و روانه بیمارستان می شویم. انگار راه دراز تر شده. گنگ و بی معنی. راننده پاکستانی هم راه را گم می کند. دقایقی گیج و بی هدف  خیابان ها را می چرخد. نمی دانم آیا برای پول بیشتر است؟!. هر چه می خواهد می دهیم فقط هر چه زودتر برو. برو بیمارستان. واقعاٌ گم کرده. راه ها غریبند.  در دل با خود زمـزمه مي كنم. جراٌت پرسیدن از هم را نداریم. چه شد؟ يعني مـقاومـت يا به قول دكتر بعد از بيست روز طاقت و تحمل "جنگيدن تمام شد."

راهروی گرفته و کم نور، حتی سوسوی چراغی از دور دیده نمی شود. بَهمنِ دلمان فرو می ریزد. سكوتي مرگبار حاكم ست. در باز بود. بازش کردند. نه صدا و نه فریادی از کسی در نمی اید. دوستش "برنجی". هم بازی سال های بچگیش مظلوم و گرفته ايستاده، رنگ بر رخسار ندارد. مِث ملحفه ی محمد به رنگ شده. ما را نمی بیند. می بیند باور ندارد. بر بالينش می رسیم. همه جا سفید است.خوابِ خواب است. خوابی بر پوششي از حریر سفيد. سفيد چونان برف بلندای هيمالیا. همان ها که هر روز زیر دهلیز های پر برفش می ایستاد و فریاد می زد "هِی بهمن ها ما را دریابید". آرمیده. بدون اذيت و آزار. آرامِ آرام بی خِس خِس سينه. دیگر خبري از کپسول اكسيژن نيست. انگار امر کرده، "من هر بار بی اکسیژن صعود کرده ام بردارید و راحتم بگذارید".  از اول هم با اكـسيژن ميانه ا ي نداشت. ذهن لعنتیم باز رفت به آخرین نگاهش.  هیمالیا. همین روزهای آخر. موقع سوارشدن به هیلي كوپتر. زیر کمپ یک وسط شکاف های مرگ ساز. همان روز سخت. پایان تلاش چند روزه ی راد مردان ایران زمین. خوب یادم هست، وقتی وارد ارابه پر لرزش شد نیم نگاهی به قله ی كوه که خورشید حالا به بالای اون رسیده انداخت. چشماش گردید، مهربان تر شد. دلش قله می خواست. آهی کشید. تن به پرواز داد.

  تقدیم باد به همه ی اون بچه هایی که مردانه تلاش کردند تا رفیقشون اون بالا نماند... هنوز یاد "محمد اوراز "روي قله لوتسه (5), ماكالو(6) , اورست(7) چوایو شیشپانگماست(8)، هنوز دلش پیش کوهنورد انگلیسیه "آقای ریو" که چند روزی تو ایران با هم سفر کردند و او به رسم جوانمردی، از آن سوی دنیا آمد برای نجات جان او و حالا همه ی آنها باید برای رفیق سفر کرده چشم تر کنند. چونان مردم داغدار و دلاور نقده و کوردستان.

درود بر عزت و شرف شما که چه با غرور همنورد ما را " اورازرا مردانه به دامان "كوه سلطان"(8) جايگاه ابديش بدرقه كردید. آنچنان که هر قهرمانی حِس حسادتش افزون گردید به این همه عزت و پرواز، به اين همه مردانگي. به این همه یادگار با ارزش که به جا ماند. به نازی و نازی ها که داغ سنگین به دل نهادن تا پایدار بماند عشق. براستي اي محمد: , با رفتنت چه نيكو درسي دادي به ما، به همه آنهاكه كنجكاوانه آمده بودند ببينند دردل آن برفهاي هيمالايا چه خبر است و چه نیکو جواب گرفتند.

اما:: تو رفتي ودلم غمين شد، قرين آه آتشين شد،  از آن شبي كه برنگشتي، جهان كه شادي آفرين بود، به چشم من غم آفرين شد،...

همنورد کوچکت -  حسن  نجاريان -  شهريور هشتاد و دو

بازبینی شهریور 91

تقدیم به سرپرست برنامه، همنوردان، استاد و تمامی همشهریان با احساس محمد اوراز

 

 - توضيح منهای يك: اشرف امان اولین پاکستانی فاتح قله k2ایشان در جریان بستری شدن بچه های ایران تا اعزامشان به ایران از جان و مالش برای ما خرج کرد.

 - توضيح يكم: محمد در صعو دهايش از روي قله براي دوستان سنگ به يادگار مي برد .                            

- توضيح دو: آقاي مقبل هنر پژو يكي از اعضای برنامه بود که از 7850 متری قله با اوراز به پائين سقوط كردند.                   

  - توضيح سوم: آقاي اقبال افلاكي سرپرست برنامه.

- توضيح چهارم: آقاي رضا زارع سرپرست تيم موفق قله اسپانتيك (پاكستان, تيم جوانان)، از همنوردان سالهای دور محمد.

- توضيح 5-  6 - 7 -8  قله هاي هيمالايا كه درسالهاي فعالیت توسط تيم ملي ايران صعود و ایشان در تمامی آنها حضور فعال داشت.

- توضيح هشتم: كوه سلطان یعقوب در نقده و جايگاه ابدي محمد قرار دارد، که خاطره اینکه چطور در این بستر آرام آرمیده در گزارش

 صعود قلم از زبان استادش آقای قربانی آوردم.

 

 http://safarnamehkooh.blogfa.com

 منبع: کوه

توضیح فدراسیون در خصوص عدم اعزام تیم ملی به مسابقات جهانی

ضمن ارج نهادن به تلاش‌های ارزنده‌ی یکایک مربیان، سنگ‌نوردان و دست اندرکاران صعودهای ورزشی، به اطلاع می‌رساند؛ این فدراسیون بر اساس روند برنامه محور و توسعه‌ای خود در عرصه‌ی صعودهای ورزشی، در چند سال اخیر اهتمام و توجه ویژه‌ای نسبت به میزبانی‌ها و اعزام‌های مختلف در سطوح آسیایی و جهانی معطوف داشته است.

در همین رابطه می‌توان به نمونه‌های اخیر؛ از جمله میزبانی شایسته‌ی جمهوری اسلامی ایران از مسابقات قهرمانی نوجوانان و جوانان آسیا در "همدان" و سپس اعزام قهرمانان و مدال آوران این مسابقات (برای نخستین بار) به مسابقات جهانی در "سنگاپور" اشاره کرد. شایان ذکر است: فدراسیون کوشش نمود با تأمین بودجه‌ی لازم، تمامی نفرات تیم را به این رقابت‌ها اعزام نماید که با تلاش خوب سنگ‌نوردان نیز همراه شد و این عزیزان توانستند جایگاه نهم سرعت جهان را در بخش تیمی کسب کنند، که بی‌تردید نوید بخش آینده‌ای درخشان برای سنگ‌نوردی کشورمان است.


در همین راستا؛ مقرر شد که تیم ملی بزرگسالان نیز به مسابقات قهرمانی جهان در کشور "فرانسه"  اعزام گردد. لذا علاوه بر مساعدت وزارت ورزش در صدور مجوز شورای برون مرزی، رایزنی‌های لازم جهت صدور روادید، تهیه‌ی بلیط هواپیما و تدارک اسکانِ هتل توسط فدراسیون انجام گردید. ولیکن با وجود اطلاع رسانی قبلی مبنی بر اعزام تیم و به رغم پیگیری‌های انجام شده، متأسفانه تأمین اعتبار لازم جهت تهیه‌ی ارز مورد نیاز فراهم نشد و  در نهایت و در لحظات آخر این سفر لغو گردید.


رجاء واثق داریم در آینده با تأمین اعتبارات لازم؛ مسیر تعالی و پیشرفت این رشته‌ی ورزشی همچنان تداوم خواهد یافت.

منبع: سایت خبری فدراسیون

معرفی سایت های مفید دانلود رایگان کتب علمی:

انجمن پزشکی کوهستان ایران: دسترسی به اطلاعات علمی روز خصوصا در علوم پزشکی و با قیمتهای سرسام آور امروزی شاید براحتی امکان پذیر نباشد. خصوصا در زمینه های تخصصی امکان دسترسی سخت تر است. در اینجا مجموعه ای از سایت هایی که بطور رایگان این اطلاعات را در اختیار شما می گذارد آورده شده است.

یکی از دغدغه‌ها‌ی دانشجویان و به خصوص دانشجویان تحصیلات تکمیلی، تهیه کتاب‌های علمی روز و جدید به زبان لاتین و مرتبط به واحدهای دروس و پروژه‌های دانشگاهی است که غالبا با قیمت های بالا به فروش می‌رسد و یا فیلتر و تهیه آن برای دانشجویان مشکل است.
لیست سایت هایی که کتابهای مورد نظر را به صورت رایگان در قالب ورد و پی‌دی‌اف در اختیار بازدید کنندگان قرار می‌دهد را به صورت زیر برای رفاه حال شما علاقمندان به مطالب علمی و پزشکی کوهستان جمع‌آوری نموده است:

نام سایت
توضیحات
یک منبع مناسب در زمینه دانلود کتابهای علمی
شما می توانید در این سایت به جستجو و دانلود کتاب در مباحثی نظیر برنامه نویسی، مهندسی، موضوعات علمی، داستانی و … بپردازید.
وب سایتی که از طریق آن علاوه بر یافتن کتب مختلف، قادر به دانلود مجله های معروف حهان نیز می باشید.
در آن می توانید کتاب های مختلفی را در زمینه کامپیوتر بیابید. مزیت این سایت، دسته بندی ایده آل آن است که علاوه بر داشتن ۱۲ دسته اصلی، شامل ۱۵۰ زیر دسته مختلف است که جهت یافتن کتاب مورد نظرتان بسیار مفید خواهند بود.
کتاب های مختلفی را در زمینه مهندسی و علوم کامپیوتر را می توانید در آن بیابید.
وب سایتی جهت به اشتراک گذاری فایل ها با فرمت برنامه های مختلفی نظیر Word، Excel، PowerPoint و PDF می باشد.
یکی از وب سایت های معروف در زمینه دانلود کتاب های رایگان است!
کاربران این وب سایت به مبادله کتاب ها، آموزش های ویدیویی و سایر موارد این چنینی به صورت رایگان در آن می پردازند.
شامل ۹ دسته بزرگ در زمینه کتاب های بازرگانی، مهندسی، سخت افزار، برنامه نویسی و … می باشد که قابلیت دانلود به صورت رایگان را دارا می باشد.
اگر پاکت پی سی دارید احتمالا این وب سایت برای شما بسیار مناسب است چرا که فرمت کتاب های آن هماهنگ با دستگاه هایی نظیر همان است.
دیتابیسی نه چندان کامل در کلیه زمینه ها
شامل کتاب های مختلفی در زمینه های رایج است.
کلیه کتاب های موجود در این وب سایت، کتاب هایی هستند که به صورت قانونی امکان دانلود را دارند.
داروخانه کتاب
لیست بیش از ۳۰۰۰۰ کتاب رایگان موجود در سطح نت!
در کلیه زمینه ها
دیتابیسی شامل بیش از ۳۳۰۰۰ کتاب الکترونیک در فرمت های مختلف.
کتاب های مورد نظرتان را پیدا کنید، بخوانید و برای دیگران به اشتراک بگذارید.
بیش از ۲۹،۰۰۰ کتاب رایگان در دسترس وجود دارد.
سایت رایگان کتابهای الکترونیک که در آن شما می توانید کتاب کاملا رایگان دانلود کنید.
دسترسی به هزاران کتاب که بسیار عالی دسته بندی شده اند.
کتاب های مختلف در زمینه های کسب و کار، کامپیوتر، مهندسی، تجارت آزاد، پادکست ها و … موجود می باشد.
۱۱۰۰۰ کتاب الکتورنیک در دسته بندی های مختلف
دانلود رایگان کتابهای وب سایت در زمینه هایی مانند کامپیوتر، IT، برنامه نویسی زبان، توسعه نرم افزار، آموزش و طراحی پایگاه داده ها در قالب فایل PDF و CHM.
این سایت بدرد نویسندگان جوانی می خورد که تمایل دارند بازخورد مطالب خود را توسط مخاطبان ببینند.
پلت فرمی که برای نویسندگان جدید آزمون مهارت های نوشتن خود را توسط خوانندگان واقعی فراهم می کند.
موتور جستجوری فایل های pdf
شما می توانید در میان عنوان، نویسنده و توضیحات، نام نویسندگان، تاریخ اضافه شده، میانگین رتبه، رده، فرمت سند، بستر های نرم افزاری PDA و گزینه های زبان جستجو کنید.
جستجو و دانلود کتاب در زمینه های مختلف
کتابخانه دیجیتال با قابلیت های جالب برای خواندن کتاب در محیط سایت
تمام کتاب ها را می توان بدون ثبت نام دریافت کنید. این کتابهای الکترونیک قانونی و منحصرا برای Bookboon نوشته شده
این سایت حاوی لیست بزرگی از کتابهای رایگان در موضوعات مختلف است.
همانطور که از نام نشان می دهد موتور جستجوی PDF یک ابزار برای پیدا کردن کتابهای آنلاین رایگان است.
شما می توانید تعدادی از کتابهای الکترونیک رایگان قابل دانلود از این سایت دریافت کنید.
دانلود کتابهای الکترونیک رایگان بیش از ۲۰۰،۰۰۰ عنوان طبقه بندی شده را در فرمت PDF، CHM، HTML
ین سایت حاوی لیست بزرگی از کتابهای رایگان در موضوعات مختلف است.
یک موتور جستجو است
دانلود محبوب ترین کتابها به صورت رایگان
ایجاد شبکه اجتماعی گرداگرد یک کتاب و دعوت دوستان برای دیدن آن
دیتابیسی شامل ۱۴۵۷۱ کتاب الکترونیک
کتابهای رایگان را به دسته های مختلف تقسیم شده است. طیف وسیعی از کسب و کار، هنر، محاسبات و آموزش و پرورش.
لیست نه چندان کامل از کتابهای رایگان
گالری از کتابهای مختلف از دسته های مختلف
با تشکر از خبرگزاری دانشجویان
منبع:
انجمن پزشکی کوهستان ایران

فواید و خواص بابونه

http://omidzar.persiangig.com/Parachan90/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%86%D9%87.jpg

انجمن پزشکی کوهستان ایران: کوهنوردی در کنار لذت ورزش فواید دیگری نیز دارد. استفاده از گیاهان دارویی کوهستان یکی از این فواید است. در اینجا با گیاه بابونه بیشتر آشنا می شویم.

■ بابونه اعصاب را تقویت می‌كند.
■ بابونه تقویت کننده مغز است.
■ بابونه مدر است.
■ این گیاه ترشح شیر را در مادران شیرده افزایش می‌دهد.
■ درمان كننده سردرد و میگرن است.
■ استفاده از بابونه سنگ مثانه را خرد و دفع می‌كند.
■ برای درمان چشم درد، بابونه را در سركه ریخته و بُخور دهید.
■ برای تسكین دردهای عضلانی دم کرده بابونه بنوشید.
■ جویدن بابونه برای التیام زخم‌های دهان مفید است.
■ بابونه تب بُر و تسكین دهنده درد است.
■ بابونه تقویت كننده معده است.
■ بابونه درمان كننده بی‌اشتهایی است.
■ بابونه برای رفع ورم روده مؤثر است.
■ دم کرده بابونه درمان كننده كم خونی است.
■ از بابونه برای رفع كرم معده و روده استفاده كنید.
■ بابونه برای رفع زردی مفید است.
■ برای تسكین درد در هنگام دندان درآوردن بچه‌ها، به آنها دم کرده بابونه بدهید.
■ برای رفع بی‌خوابی و داشتن یك خواب آرام و راحت، كافی است 10 دقیقه قبل از رفتن به رختخواب، یك فنجان دم کرده بابونه بنوشید.
■ حمام بابونه اثر نیرو دهنده دارد. برای این منظور چند قطره اسانس بابونه را در وان حمام ریخته، مدت یك ربع در آن دراز بكشید.
■ برای تسكین درد، چند قطره اسانس بابونه را با یك قاشق روغن بادام مخلوط كرده و روی محل‌های دردناك بمالید تا درد را تخفیف می‌دهد.
■ اسانس بابونه مخلوط با روغن بادام برای رفع ناراحتی‌های پوستی مانند اگزما، كهیر و خارش مفید است.
■ برای رفع گوش درد و سنگینی گوش، یك قطره روغن بابونه را در گوش بچكانید.
اسانس بابونه چون اثر تهوع‌آور دارد، در مسمومیت‌های غذایی مصرف می‌شود.
■ روغن بابونه را برای از بین بردن كمردرد، درد مفاصل و نقرس روی محل درد بمالید.
■ خانم‌هایی كه یائسه شده‌اند، بهتر است همه روزه دم کرده بابونه بنوشند؛ زیرا اختلالات یائسگی را برطرف می‌كند.

منبع: وبلاگ امداد و نجات کوهستان

نکاتی مهم در پیمایش در شب

انجمن پزشکی کوهستان ایران: در برنامه های کوهنوردی بعضی مواقع شرایطی پیش می آید که ممکن است ناگزیر باشید مدت زمانی در شب پیمایش داشته باشید ولی همیشه سعی کنید طوری برنامه ریزی نمائید که صعود و اجرای برنامه شما در طول روز به پایان برسد و قبل از تاریکی هوا به نقطه استقرار کمپ یا انتهای برنامه رسیده باشید، چرا که پیمایش در شب می تواند خطرات بسیاری را برای شما و گروه همراهتان به وجود آورد. ولی اگر در شرایطی قرار گرفتید که تصمیم پیمایش مسیری در شب داشتید موارد زیر را اجرا کنید تا از ایمنی بیشتری برخوردار باشید.

1_پیمایش در شب تجربه و توان خاصی را می طلبد که باید از آن برخوردار باشید . تجربه و توانایی های گروهتان را بسنجید آیا توان پیمایش و تجربه کافی برای این کار را دارند یا خیر.اگر کوچکترین شکی در این کار دارید از انجام آن خودداری نمایید.

2_بررسی امکانات گروه برای پیمایش در شب (پوشاک مناسب ، آب ، غذا ، امکانات کمپ اضطراری ، چراغ قوه و باطری اضافه ، نقشه ، قطب نما و ... )

3_سازماندهی کردن گروه . هر شخصی باید در گروه مسئولیتی داشته باشد و نسبت به آن توجیح باشد . برای هر چهار نفر یک سرپرست انتخاب کنید (این به این معنی نیست که از گروه جدا شوند) . در نهایت تمامی اعضای گروه باید در یک ستون منظم حرکت کنند.

4_فاصله افراد از یکدیگر یک و نیم تا دو متر باشد و سعی شود در هیچ شرایطی اعضا از گروه جدا نشوند .

5_عدم استفاده از لباسهای تیره رنگ در شب

6_مراقب تغییرات وضع هوا باشید

7_مراقب وضعیت روحی و فیزیکی افراد و وزن کوله های آنها باشید.

8_مراقب صحیح بودن جهت پیمایش باشید.

منبع: وبلاگ کوهنوردی - گردآوری: دکتر حمید مساعدیان

توصیه های در زمینه تغذیه در کوهنوردی

توصیه های در زمینه تغذیه در کوهنوردی:

انجمن پزشکی کوهستان ایران: کسانی که به طور جدی کوهنوردی میکنند باید تغذیه خود را بنا به قبل و بعد تمرین، در حین برنامه و زمان پس از برنامه و اصطلاحا ریکاوری طبقه بندی کنند. مهمترین مواردی که در تغذیه باید به آن توجه نمود، تامین میزان انرژی و آب مناسب است.

توصیه میشود که چند روز پیش از تمرین، رژیم غذایی مربوط به زمان تمرین خود را آغاز کنید. دلیل این موضوع آن است که با شروع رژیم غذایی، کربوهیدرات ها که مهم ترین منابع غذایی برای ذخیره و آزاد سازی انرژی هستند از چند روز قبل به صورت گلیکوژن شروع به ذخیره شدن در ماهیچه ها میکنند، بنابراین در طول تمرین بدن دارای ذخایر کافی از گلیکوژن میباشد. نکته مهم اینست که کربوهیدرات مصرف شده در هنگام تمرین بیشینه انرژی مورد نیاز را فراهم نمیکند، بنابراین اینجاست که اهمیت مصرف کربوهیدرات ها قبل از تمرین به خوبی نتیجه گیری میشود.

تغذیه در هنگام تمرین باید صرف "بازسازی عضله" شود. بسیاری از مردم تصور میکنند که برای کار تنها باید پروتیین مصرف نمود، در حالیکه کربوهیدرات ها موادی هستند که انرژی لازم برای این کار را فراهم میکنند. بنابراین داشتن یک رژیم غذایی مناسب حاوی پروتیین و غنی از کربوهیدرات در هنگام تمرین ضروری است. برخی از خوراکی های مفید که میتوانند منبع مناسبی از کربوهیدرات باشند عبارتند از:

پاستا که فقط با آرد گندم تهییه شده، نان گندم، برنج و میوه. از مصرف سبزیجات غافل نشوید چون برای ترمیم و بازسازی بدن تحت فشار، ضروری اند. علاوه براین، برای دریافت کمی پروتیین بیشتر، گوشت و لوبیا و لبنیات بیشتری مصرف کنید. اگر به مواد خوراکی بالا علاقه ای ندارید میتوانید از کشک جامد استفاده کنید. برای تمرینات قدرتی به 0.7 تا 0.9 گرم پروتیین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن نیاز دارید. علاوه بر این، مصرف چربی ها را نیز فراموش نکنید زیرا موجب بهبود عملکرد بدن میشوند،(بدن برای ساخت استروییدها و برخی هورمون ها به چربی ها از جمله کلسترول نیاز دارد.-مترجم). یک راه خوب برای رساندن میزان مناسب چربی به بدن، استفاده از روغن های گیاهی و سالم از جمله روغن خالص زیتون و روغن نارگیل است که میتواند در سالاد، سرخ کردن و طبخ غذاها مورد استفاده قرار گیرد.

همواره به یاد داشته باشید که مواد خوراکی مورد نیاز ورزشکاران باید در طول زمان مصرف شود، نه اینکه تنها در طول تمرین مورد استفاده قرار گیرد تا انرژی به میزان مناسب ذخیره گردد. برخی از افراد در طول تمرین برای ذخیره انرژِی ساکارز( قند و شکر معمولی- نوعی دی ساکارید-مترجم) مصرف میکنند. پاسخ بدن افراد در مقابل این عمل متفاوت است، بنابراین توصیه میشود که در صورت تمایل برای مصرف دی ساکاریدها به صورت آزمون و خطا میزان مناسب را برای شخص خود بیابید. قند و شکر میتواند به عنوان یک منبع سریع انرژی عمل کند و به سرعت میزان زیادی انرژی به بدن برساند. البته برای برخی مانند یک زهکش عمل میکند و در اواسط تمرین اثرات خود را از دست میدهد.

انواع گوناگونی از خوراکی های بسته بندی شده و مناسب برای برنامه های کوهنوردی وجود دارد که میتوانند به خوبی مواد مغذی را به میزان کافی در اختیار بدن قرار دهند.

پروتیین ها نقش های گوناگونی در بدن ما انجام میدهند، از جمله بهینه سازی ذخیره ی کربوهیدرات ها، ترمیم بافت های آسیب دیده، دفاع در سیستم ایمنی، رشد و نمو. بنابراین مصرف این دسته از مواد خوراکی برای کوهنوردان اهمیت ویژه ای دارد، خصوصا در ترمیم آسیب دیدگی های احتمالی در حین صعود و فرود. منبع پروتیین دریافتی نیز اهمیت حیاتی دارد، مثلا پروتیین موجود در ماهی، مرغ، شیر و کره بادام زمینی به خوبی آمینواسید های ضروری را به خوبی تامین میکند.

نگاه داشتن بدن در حالت پرآبی و به اصطلاح "هیدراته" باعث بهبود عملکرد دستگاه های بدن میشود و حتی اندکی نیز موجب افزایش انرژی زایی میگردد. پس از نوشیدن های متوالی غافل نشوید. یک بررسی نشان میدهد که مصرف چای علاوه بر اینکه باعث از دست دادن آب بدن نمیشود، بلکه باعث بهبود حال روحی کوهنورد نیز میشود. بنابراین مصرف متعادل آن در صعودها توصیه میشود.

تغذیه در هنگام بازیابی یا اصطلاحا ریکاوری اهمیت فوق العاده زیادی دارد که معمولا از چشم ها پنهان میماند. هنگام پایان برنامه همچنان باید دقت خود را در استفاده ی درست از مواد خوراکی حفظ کنیم. در این زمان نیاز است تا ذخایر انرژِی از دست رفته دوباره تامین شود و ماهیچه ها به حالت ابتدایی و نرمال خود بازگردند. بنابراین پس از هر برنامه دوباره به رژیم غذایی پیش از تمرین خود مراجعه کنید، استفاده از کربوهیدرات ها را از سر گیرید و فراوان آب بنوشید تا بدن برای برنامه های آینده آماده شود.

عشق به کوهنوردی هنگامی تقویت میشود که تمام دستگاه ها و بافت های بدن به طور موفقیت آمیزی کار کنند. یافتن مواد مناسب و میزان کافی آنها به صرف کمی زمان و کسب تجربه نیاز دارد. در رژیم غذایی خود از برقراری تعادل بین میزان مصرف کربوهیدرات، پروتیین و چربی غافل نشوید. ضمنا، مهمتر از همه! زیاد آب بنوشید!

گردآوری: دکتر حمید مساعدیان

منبعhttp://trainingformtrainier.blogspot.com/2008/11/nutrion-for-mountaineers.html

دماوند - شمال شرقی(ناندل) - سوم شهریور 91

دماوند - شمال شرقی(ناندل) - سوم شهریور 91

گزارش به زودی

انتخاب كيسه خواب مناسب


آرش نظری

انجمن پزشکی کوهستان ایران: ظاهراً استراحت در بيابان كار دشواري به نظر مي‌رسد. اما تفاوت بين دشواري و لذت بردن به هنگام استراحت در شكارگاه، به سادگي انتخاب يك كيسه خواب راحت و مناسب است. شكل‌هاي مختلف كيسه خواب: تفاوت بين كيسه خواب‌هاي موجود در بازار كاملاً قابل تشخيص است. دو نوع كلي با عنوان‌هاي مستطيلي شكل و موميايي (شبيه به مقبره‌هاي باستاني مصر) وجود دارد كه به علاقه‌مندان كمپينگ عرضه مي‌شود. كيسه خواب‌هاي مستطيلي شكل: اين كيسه خواب‌ها فضاي كافي براي حركت كردن و چرخيدن دارند.



شكل‌هاي مختلف كيسه خواب :تفاوت بين كيسه خواب‌هاي موجود در بازار كاملاً قابل تشخيص است. دو نوع كلي با عنوان‌هاي مستطيلي شكل و موميايي (شبيه به مقبره‌هاي باستاني مصر) وجود دارد كه به علاقه‌مندان كمپينگ عرضه مي‌شود.


كيسه خواب‌هاي مستطيلي شكل :اين كيسه خواب‌ها فضاي كافي براي حركت كردن و چرخيدن دارند. به عبارت ديگر براي كساني كه هنگام خواب عادت به حركت و چرخش دارند، انتخاب بسيار مناسبي هستند. با اين وجود به دليل داشتن فضاي بيشتر، وزن آنها از نوع موميايي بيشتر بوده و اتلاف حرارت نيز بالاتر خواهد بود و در موارد مشابه از نظر عايق‌بندي، قيمت بيشتري دارد. طراحي مستطيلي شكل اين نوع كيسه خواب‌ها امكان استفاده از آن را در اتومبيل نيز به شما مي‌دهد. به علاوه اگر قصد چادر زدن دركنار اتومبيل داريد يا وسايل كمپ را در پشت اسب خود بار كرده‌ايد و جاي كافي براي حمل و نقل داريد، بهتر است از كيسه‌ خواب‌هاي مستطيلي استفاده كنيد. نوع خاصي از كيسه خواب‌هاي مستطيلي با عنوان (Adam & Eve) تركيبي از دو كيسه خواب مستطيلي شكل است كه با يك زيپ به هم متصل مي‌شود. اين كيسه خواب براي افراد خانواده و كساني كه قصد كمپينگ ماشيني را دارند،‌ انتخاب مناسبي خواهد بود. اين نوع كيسه خواب‌ها براي جمع شدن در كوله‌پشتي و حمل و نقل آسان اصلا مناسب نيستند اما در عوض از نظر عايق‌بندي، لايه‌هاي متعددي در قسمت‌هاي بالا و پايين دارند و هنگام استفاده مجزا نيز قابليت‌هاي متفاوتي ارايه مي‌دهند.


كيسه خواب‌هاي موميايي :اين كيسه خواب‌ها مانند اشكال مستطيلي، زياد حجيم نيستند و وزن آنها در حالت‌هاي دمايي مشابه در حدود 1 تا 2 درصد كمتر از وزن كيسه خواب‌هاي مستطيلي است. كيسه خواب‌هاي موميايي به راحتي قابل جمع شدن و جابه‌جايي هستند و از اين نظر براي كوهنوردان و طبيعت مرداني كه كوله‌پشتي حمل مي‌كنند، گزينه‌ مناسبي به شمار مي‌آيند؛ چرا كه هنگام حمل و نقل بار در كوله‌پشتي، حتي يك اونس بار اضافي هم مهم است! علاوه بر كوچك و قابل حمل بودن، اين كيسه‌ خواب‌ها عايق بسيار خوبي در برابر سرما هستند. به دليل فضاي اضافي و مرده كمتر در اين نوع و نيز عايق‌بندي مناسب، اتلاف حرارت كمتر است و مزيت مهم ديگر آن، وجود پوششي از كلاه براي سر و گردن است كه هنگام سرد شدن هوا از اتلاف حرارت بدن از سر (به عنوان مهم‌ترين منبع حرارت بدن) جلوگيري مي‌كند.


انواع عايق‌بندي :دو نمونه اصلي از عايق‌بندي‌هاي موجود عبارتند از: عايق‌بندي با الياف مصنوعي (بشر ساخت) و عايق‌بندي با پر كه ترجيحاً از پرهاي غاز است. هر كدام از آنها مزاياي خاص خود را دارند و گاهي اوقات تركيبي از اين دو عايق‌بندي، امكانات بهتري به وجود مي‌آورد.


پر :اغلب كيسه‌ خواب‌هاي مرغوب و گران قيمت از عايق‌بندي طبيعي با پرهاي غاز يا قو ساخته مي‌شوند. پرهاي مذكور كه از لايه‌هاي زيرين بدن غاز يا قو گرفته مي‌شوند، بهترين عايق طبيعي هستند كه تاكنون شناخته شده است!

راز گرماي پرهاي غاز در حجم هواي محبوس شده مابين آنهاست. در يك وزن مشخص از پرها، هرچه اين حجم بيشتر باشد، ميزان عايق بودن و توليد گرما نيز بيشتر خواهد بود. اين شاخص (حجم هواي محبوس شده در واحد وزن يا يك اونس) با يك عدد مشخص مي‌شود كه هر قدر بزرگتر باشد، نشان دهنده مرغوبيت بالاتر عايق پر خواهد بود.

در اغلب كيسه خواب‌هاي گران و با كيفيت، عدد مذكور در حدود 600 و بالاتر است. پر، علاوه بر گرمايي كه ايجاد مي‌كند بسيار سبك بوده و به خوبي فشرده و جمع مي‌شود. در نتيجه كيسه خواب‌هاي پر كه خيلي حجيم و گرم هستند به راحتي در فضايي بسيار كوچك فشرده شده و قابل حمل مي‌شوند. مدت زمان خشك شدن اين كيسه خواب‌ها در محيط بيابان زياد است بنابراين استفاده از آن در محيط‌هاي مرطوب يك اشكال عمده اين نوع كيسه خواب است. در كيسه خواب پر، ساختار انتخاب شده را طوري برگزينيد كه پرهاي داخل آن به اطراف جابه‌جا شده و لذا تشكيل فضاهاي سرد جلوگيري شود.


مواد مصنوعي :اغلب عايق‌هاي مصنوعي از اليافي بلند با مغزي توخالي تشكيل شده‌اند كه مي‌تواند هوا را در اين فضاهاي خالي محبوس كرده و عايق‌بندي مناسبي به وجود آورند. الياف توخالي، سبك بوده و فضاي زيادي براي محبوس كردن هوا دارند كه قابليت عايق‌بندي آنها را بهتر مي‌كند.

در كيسه خواب‌هايي با الياف مصنوعي بهتر است مورد انتخاب شده از لايه‌هاي عايق متعدد ساخته شده باشد كه روي هم قرار گرفتن اين لايه‌ها از حركت و جابه‌جايي هوا بين دو لايه جلوگيري كرده و مانع از تشكيل نقاط سرد مي‌شود. مواد مصنوعي معمولا سنگين‌تر و حجيم‌تر از پر هستند و به خوبي پر، قابليت فشردگي و جمع شدن را ندارند. البته اين به آن معني نيست كه كيسه خواب‌هاي با عايق مصنوعي براي حمل در كوله‌پشتي و كمپينگ كوهستاني مناسب نيستند.

الياف مصنوعي برخلاف پر، در محيط‌هاي مرطوب خواص خود را حفظ كرده و قابل استفاده خواهند بود. الياف مصنوعي زود خيس نمي‌شوند و برعكس رطوبت بسيار كمي به خود جذب كرده و به سرعت خشك مي‌شوند (يعني با كوچكترين تابش نور خورشيد و حرارت، رطوبت جذب شده را به محيط باز مي‌گردانند خشك مي‌شوند.) از لحاظ قيمت، كيسه خواب‌هاي با عايق مصنوعي از كيسه خواب‌هاي پر ارزان‌تر هستند.


اندازه و وزن :اگر حجم و وزن كيسه خواب براي سفر ما مهم باشد، مي‌توان گفت كه كيسه خواب‌هاي موميايي بهترين نوع انتخاب هستند. مهم است كه بدانيم چگونه و چه زماني از كيسه خواب استفاده مي‌كنيم. هنگام انتخاب كيسه خواب همواره وزن آن را در نظر بگيريد تا بهترين مورد را از نظر حمل و نقل انتخاب كنيد. شايد بعضي اوقات بهترين پاسخ خريد دو كيسه خواب باشد؛ يكي از نوع حامپكت مخصوص كوهنوردان و علاقه‌مندان به حمل كوله‌پشتي و ديگري مدل مستطيلي شكل و حجيم كه براي استراحت در كمپ‌هاي بزرگ مناسب است.

عامل مهم ديگر در انتخاب كيسه خواب طول آن است. به طور كلي كيسه خواب‌ها از نظر طولي به دو دسته معمولي و بلند تقسيم مي‌شوند. اگر قد شما كمتر از 180 سانتي‌متر باشد، كيسه خواب‌هاي معمولي مناسب‌تر خواهند بود ولي اگر قدتان بيش از 180 سانتي‌متر است، براي آسودگي بيشتر بهتر است از كيسه خواب‌هاي بلند استفاده كنيد.


رويه (سطح خارجي كيسه خواب) :بسته به نوع استفاده، رويه كيسه خواب شما بايد از مواد اوليه مناسب انتخاب شود. اگر محيط سنگلاخ و ناهموار است، كيسه خواب‌هاي با رويه برزنتي و مقاوم انتخابي در خور خواهد بود. از سوي ديگر وزن زياد آنها و مشكل جمع شدن، دردسرهايي را به دنبال دارد. كيسه خواب‌هاي با رويه پارچه‌هاي نايلوني مقاوم يا الياف مصنوعي ديگر، نه تنها دوام و مقاومت بسيار خوبي دارند بلكه به راحتي جمع شده و قابل حمل خواهند بود. اگر محيط انتخابي شما مرطوب است بهتر از رويه‌هاي ضدآب استفاده كنيد. امروزه مواد اوليه ضدآب و پيشرفته‌اي توسط كمپاني‌هاي معتبر چون Dupont به بازار عرضه شده كه در رويه كيسه خواب‌ها امكان‌پذير نيست و در هر صورت در مكان‌هاي مرطوب استفاده از يك سرپناه و چادر مناسب ضروري به نظر مي‌رسد.


حد تحمل حرارتي
(Temprature Rating) :
اين عامل معيار مهمي در سنجش و مقايسه كيسه خواب‌ها به شمار مي‌رود. كيسه خواب‌هاي مختلف با اندازه، شكل و وزن‌هاي متعدد هر كدام داراي يك حد تحمل حرارتي مشخصي هستند. اين موضوع به چه معناست؟ آيا اصلاً اين حد حرارتي، تعريف خاصي دارد و هميشه يكسان خواهد بود؟ اين مشخصه حداقل دمايي است كه يك فرد عادي آن را به راحتي در كيسه خواب تحمل كند. اغلب توليدكنندگان كيسه خواب همين تعريف را در مشخص كردن استانداردهاي دمايي براي محصولات خود به كار مي‌گيرند. از طرفي طبيعت مزاجي افراد با هم متفاوت است و نمي‌توان با قطعيت گفت كه كدام حد تحمل حرارتي براي يك فرد عادي مناسب است. به ندرت مي‌توان دو نفر را پيدا كرد كه در داخل يك اتاق احساس كاملاً يكساني در مورد درجه حرارت داشته باشند. هنگام انتخاب كيسه خواب يادتان باشد كه با كدام حد تحمل حرارتي راحت‌تر هستيد. بهتر است هميشه قبل از رفتن به بيابان حداقل دما را در سردترين شرايط آب و هوايي پيش‌بيني كرده و با توجه به طبيعت گرمايي خود، مورد مناسبي برگزينيد. زنان غالبا در مقابل سرما مقاومت كمتري نسبت به مردان دارند بنابراين بهتر است كيسه خواب‌هايي با عايق حرارتي بيشتر انتخاب كنند. اگر شرايط كمپينگ گرم‌تر از حد تحمل حرارتي كيسه خواب باشد مي‌توانيد با استفاده از زيپ‌هاي دوكاره كه در اكثر كيسه خواب‌ها وجود دارد، هواي داخل كيسه را تهويه كرده و حرارت داخلي را كمتر كنيد. اما آيا انتخاب يك كيسه خواب خيلي گرم (با حد تحمل حرارتي بالا نسبت به محيط) امكان‌پذير است؟ چنين انتخابي ممكن است فعاليت‌هاي طبيعت گردي شما را مختل كند، چرا كه در اغلب اوقات مجبور خواهيد شد كه از كيسه خواب خارج شويد و هنگامي كه سردتان شد به درون آن بخزيد. در نتيجه اين كار، بدنتان را مرتب عرق كرده و يا يخ مي‌زند. حد حرارتي كيسه خوابي كه من در سه فصل اول سال استفاده مي‌كنم حدود 9- درجه سانتي‌گراد دارد. در مواقعي كه شدت سرما زياد است بهترين انتخاب خريد دو كيسه خواب جداگانه خواهد بود. يكي كيسه خواب حجيم و سنگيني كه مخصوص سردترين ساعات كمپينگ در زمستان باشد و ديگري كيسه خوابي مخصوص سه فصل سال! (امروزه عايق‌بندي و طراحي‌هاي جديدي در انواع مختلف از كيسه خواب‌ها به كار رفته كه حد تحمل حرارتي آنها را به كمتر از 40- درجه سانتي‌گراد رسانده است.


نكاتي كه بهتر است بدانيد :- اگر قرار باشد روي زمين بخوابيد حرارت بدن شما در مدت كوتاهي از كيسه خواب خارج شده و جذب زمين مي‌شود. بنابراين بهتر است از تشك‌هاي بادي مناسب يا زيرانداز‌هاي ضدآب با عايق حرارتي كافي استفاده كنيد تا از هدر رفتن گرماي داخل كيسه خواب جلوگيري شود.


- آيا بدن شما به اندازه كافي پوشيده و لباس‌هاي شما بدون درز است؟ اكثر توليدكنندگان كيسه خواب‌هاي موميايي مبناي حرارتي توليدات خود را زماني ارزيابي مي‌كنند كه زيپ‌هاي تعبيه شده كاملا بسته باشد. متأسفانه بعضي از خريداران اين موضوع را رعايت نمي‌كنند و به دليل احساس ناراحتي هنگام كشيده شدن زيپ‌ها و پوشش سر، ترجيح مي‌دهند كه قسمتي از زيپ كيسه خواب خود را در قسمت‌هاي بالايي باز بگذارند. در نتيجه در هواي سرد، بيشتر حرارت بدن خود را از ناحيه سر و بالاتنه از دست مي‌دهند.در اين‌گونه موارد بهتر است براي جبران حرارت از دست رفته به دنبال يك كيسه خواب حجيم‌تر و گرم‌تر بوده و يا از كلاه پشمي مناسبي براي گرم نگه داشتن سر استفاده كنيد.


- پوشيدن لباس‌هاي زير و رو در داخل كيسه خواب و تعويض آنها در تغيير حد تحمل حرارتي كيسه خواب بسيار موثر خواهد بود. پوششي از لباس‌هاي زير گرم و جوراب‌هاي مناسب مي‌تواند تحمل حرارتي كيسه خوابتان را تا 15 درجه بيشتر كند.


- استراحت داخل يك چادر حرارت بيشتري را در مقايسه با فضاي آزاد ايجاد خواهد كرد. حرارتي كه از بدن شما و از طريق كيسه خواب خارج مي‌شود كم كم فضاي كوچك داخل چادر را گرم‌تر مي‌كند و هر قدر اين فضا كوچك‌تر باشد اتلاف حرارتي نيز كمتر بوده و كمتر احساس سرما خواهيد كرد در حالي كه در چادرهاي بزرگتر حرارت توليد شده در داخل چادر زودتر هدر مي‌رود.

برداشت از : http://www.irandeserts.com/ - گردآوری: دکتر حمید مساعدیان

۱۰مشکل شایع در پاها در ورزش و کوهنوردی:

انجمن پزشکی کوهستان ایران: پینه پا، میخچه، ناخن فرروفته در گوشت و یا بیماری پای ورزشکار همه این عوامل باعث ناراحتی پا می شوند. لذا در کونوردی از پاهای خود مراقبت کنید و آنها را سالم نگه دارید و درمان مشکلات شایع درد پا را یاد بگیرید چون پاها عضو اصلی فعالیتی در کوهنوردان است.


پینه و میخچه پا

1- میخچه و پینه

میخچه و پینه زمانی ظاهر می شوند که فشار زیادی روی پوست پا وارد شود؛ مثلاً زمانی که کفش تنگ یا سفت، استخوان های پا را فشار دهد. این مشکلات معمولاً روی انگشت بزرگ و انگشت پنجم (کوچک) پا بروز می کنند، زیرا فشار در این قسمت ها بیشتر است.

اصطکاک پا با کفش باعث ضخیم شدن، سفت شدن و مردن پوست پینه می شود.

پینه در اثر پوشیدن کفش های تنگ بوجود می آید و هنگامی که اصطکاک از بین رود، پوست آن منطقه کم رنگ می شود.

درمان: پد مخصوص برای پینه مفید می باشد و می توان آن را با کمک جراحی از بین برد.

برآمدگی قاعده شست پا

2- برآمدگی استخوانی در قاعده انگشت شست پا

این برآمدگی استخوانی باعث می شود که انگشت شست بهسمت دیگر منحرف شود.

استخوان پا از محل قرارگیری خود خارج شده و برآمدگی کوچکی را پدیدار می سازد.

این برآمدگی، در اثر فشار و یا ورم مفاصل بسیار دردناک می شود. گاهی نیز ممکن است تبدیل به میخچه گردد.

درمان: داروهای ضد درد، پدهایی (مانند کوسن)، پوشیدن کفش مخصوص و یا جراحی ممکن است کمک کننده باشد. نباید کفش های تنگ و پاشنه دار پوشید.

بیماری نقرس

3- نقرس

نوعی از ورم مفاصل می باشد. نقرس با درد شدید، قرمزی، ورم و سفتی همراه است.

نقرس، معمولا در مفصل انگشت شست پا می باشد. نقرس می تواند در مچ پا و یا زانو نیز رخ دهد.

نقرس به دلیل افزایش اسید اوریک در بدن می باشد که به صورت کریستال های سختی در مفاصل جمع می شوند.

درمان: نقرس ممکن است با داروهای ضد التهاب و یا داروهای کاهنده اسید اوریک درمان شود. با پزشک خود راجع به رژیم غذایی مشورت کنید.

زگیل کف پا

4- زگیل های کف پا

این زگیل ها بسیار سفت و دارای رشد مخروطی می باشد. مسری می باشند و ناشی از ورود ویروس از طریق پوست ترک خورده هستند. اغلب از طریق استخرهای عمومی و حمام عمومی سرایت می کند.

این زگیل ها بی خطر می باشند و می توانند بدون درمان رها شوند. اما برخی مواقع، آنقدر دردناک می شوند که درمان را نمی توان نادیده گرفت.

درمان: سوزاندن، انجماد کردن، لیزر درمانی و جراحی برای برداشتن زگیل های مزمن مفید می باشد.

بیماری پای ورزشکاران یا عفونت قارچی پا

5- پای ورزشکار

عفونت قارچی پوست لای انگشتان پا می تواند باعث قرمزی، خارش، سوزش و گاهی تاول و زخم شود.

پای ورزشکار به صورت خفیف مسری است.

این عفونت در اثر تماس مستقیم و یا پابرهنه راه رفتن در مناطقی مانند رختکن و یا نزدیک استخر، سرایت می کند.

عفونت می تواند در کفش ایجاد شود، مخصوصا در کفش های تنگ که هوا نمی تواند وارد کفش و یا از آن خارج گردد.

درمان: با ضد ویروس های موضعی و یا داروهای خوراکی درمان می شود.

عفونت قارچی ناخن پا

6- عفونت قارچی ناخن

هنگامی که یک قارچ وارد ناخن شکسته شود، این عفونت ظاهر می شود.عفونت قارچی، ناخن ها را سفت، بی رنگ و شکننده می سازد.

اگر درمان به موقع صورت نگیرد، عفونت قارچی از بین نمی رود و سخت تر درمان می شود.

محل گرم و مرطوب باعث گسترش قارچ از یک فرد به فرد دیگر می شود.

درمان: کرم و لوسیون های موضعی در موارد خفیف می تواند مفید باشد. قرص های ضد قارچ در موارد شدید کاربرد دارد.

7- انگشت چکشی

انگشت چکشی پا

یکی از علل این ناراحتی، پوشیدن کفش تنگ است. مفصل میانی انگشت پا به طرف پایین خم می شود و موجب تشکیل انگشت چکشی می شود.

درمان: انتخاب کفش مناسب، جادار بودن کفش برای انگشتان و کفش های پهن و گاهی جراحی برای تسکین درد به کار می رود.

فرو رفتن ناخن در انگشت پا

8- گوشت فرورفته در ناخن

ناخنی که در پوست فرو می رود، باعث درد، قرمزی، تورم و عفونت می شود. کوتاه کردن ناخن به میزان زیاد، صدمه به ناخن و پوشیدن کفش های تنگ سبب این حالت می شود.

درمان: برای موارد خفیف، پا را درون آب گرم بخیسانید، تمیز نگه دارید و تکه پنبه ای را در زیر گوشه ناخن فرو رفته بگذارید. جراحی کوچک می تواند تمام یا بخشی از ناخن را بردارد.

صافی کف پا

9- کف پای صاف

این عارضه باعث می شود کف پا مماس با زمین و یا نزدیک زمین باشد. این عارضه می تواند ارثی باشد و یا در اثر صدمه و یا آرتریت روماتوئید بوجود آید.

افزایش وزن، کفش های تنگ و یا زیاد ایستادن می تواند باعث درد شوند.

درمان: ورزش های تقویتی پا و کفشهایی با قوس مناسب و کفی های طبی برای درمان مناسب است.

خار پاشنه پا

10- خار پاشنه پا

خار پاشنه، زایده استخوانی اضافی است که در محل پاشنه پا ایجاد شده و باعث ملتهب شدن قسمت غلاف کف پا و دردناک شدن پاشنه و کف پا می شود.

التهاب مفاصل، پوشیدن کفش نامناسب با پاشنه خیلی بلند و تنگ یا کفش بدون پاشنه و صاف از مهمترین علل و عوامل بروز خار پاشنه است.

درمان: اولین قدم در درمان خار پاشنه، استراحت است. از ایستادن به مدت طولانی خودداری کنید. کاهش وزن در درمان خارپاشنه موثر است. پد مخصوص خار پاشنه (تصویر کناری) را از داروخانه تهیه کرده و به طور دائم در کفش خود استفاده کنید. پد، باعث کاهش فشار بر روی پاشنه و موجب بهبود درد پا خواهد شد.

مریم سجادپور - بخش سلامت تبیان - گردآوری: دکتر حمید مساعدیان