گزارش برنامه صعود قله کرکس

مکان : قله کرکس

زمان :۲۱،۲۲/۱۱/۱۳۹۱

سرپرست :فریبرز جهادی

همنوردان :مجید کریمی ، سید محمد گلشن ، فریبرز جهادی ، زهرا رنجبرآزاد

1

1

شوق رفتن تا رسیدن بر فرازش و فاتحانه ، عشق را دیدن …

                        

مکان : قله کرکس

زمان :

۲۱،۲۲/۱۱/۱۳۹۱

سرپرست :

فریبرز جهادی

همنوردان :

مجید کریمی ، سید محمد گلشن ، فریبرز جهادی ، زهرا رنجبرآزاد

ساعت ۷:۳۰ دقیقه صبح روز ۲۱ بهمن ماه پس از هماهنگی وسوارکردن دوستان از مبدا در ساعت ۸ عملا برنامه شروع شد . پس از حدود یک ساعت و نیم طی مسیردر اتوبان ساوه – سلفچگان ، ساعت ۹:۳۰ در مجاورت شهر دلیجان برای خوردن صبحانه و استراحتی کوتاه توقف کردیم و مجددا به مسیر خود ادامه دادیم . بعداز حدود چهار ساعت طی مسیر در اتوبان اصفهان و جاده نطنز و گذشتن از جاده های کوهستانی روستاهای مسیربه روستای کشه رسیدیم . ساعت ۱۲:۲۰ دقیقه ماشین را درنگهبانی مجاور سایت کرکس پارک کرده و پس از خواندن نماز و آماده کردن تجهیزات ، راس ساعت ۱بعدالظهر عملا برنامه کوهنوردی آغاز شد . بعد ازیک ساعت و نیم پیاده روی، در زیر سایه درختان مسیر توقف کردیم .از اینجا به بعد دره پوشیده از برف بود به همین دلیل پس از بستن گترها و استراحتی کوتاه ، مجددا درساعت ۱۵ به مسیرخود ادامه دادیم .

قصه ی برف و زمستان است ….. بر قامتش برف را دیدم و چه با شکوهست پایکوبی یمان در رقص برف ، جشنواره ای از زیبائی و شکوه…..

بالاخره ساعت ۱۶:۲۰ به پناهگاه رسیدیم اما به دلیل بسته بودن پناهگاه ، تارسیدن نگهبان مجبور شدیم در جانپناه مجاور، نیم ساعتی را استراحت کنیم تا اینکه با آمدن آقای ابراهیمی در یکی از اتاقهای پناهگاه مستقر شدیم . با آمدن یک گروه شش نفره ازهیات کوهنوردی استان همدان و چند کوهنورد دیگر تعداد نفرات مستقر در پناهگاه بیشتر شد .

درغروب کوهستان نگاه می کنم به دوردست های افق ،بر این همه راز و شکوه و خورشیدی که خاموش می شود، مرگ تدریجی ات چه تماشایی است……

ساعت ۸ به اتفاق دوستان و میهمانمان آقای ابراهیمی ، شام را صرف کرده و تا ساعت ۲۲:۳۰ دقیقه شب به گپ و گفتهای دوستانه گذشت تا اینکه بالاخره زمان خواب فرا رسید . ساعت ۶:۳۰ صبح با صدای زنگ ساعت همگی از خواب بیدار شده و پس از خواندن نماز و خوردن صبحانه ساعت ۸:۴۵ دقیقه به سمت قله حرکت کردیم .

آسمان آفتابی ، جو آرام و هوای بهاری ، لذت برنامه را دوچندان می کرد . در نهایت ساعت ۱۰:۳۰ دقیقه به قله رسیدیم. کمی قبل از ما گروه شش نفره کوهنوردان همدانی در قله بودند. حدود نیم ساعتی به تجدید قوا ، استفاده از چشم انداززیبای طبیعت پیش رو وگرفتن عکس یادگاری گذشت و ساعت ۱۱:۱۵ دقیقه مسیر بازگشت از قله را در پیش گرفتیم . در مسیر با تعدادی از کوهنوردان کاشانی که به یادبود همنوردان جانباخته خود در حادثه سقوط بهمن سال گذشته ، راهی قله بودند، آشنا شدیم و پس از گپ و گفتی کوتاه و گرفتن عکس یادگاری به مسیر خود ادامه دادیم.

بیشتر مسیر بازگشت را با راهنمایی ها و آموزشهای آقای گلشن در مورد چگونگی حفظ تعادل خود بر روی برف با استفاده از کلنگ و بدون استفاده ازآن، در برف سر خوردیم ( جای همه دوستان خالی ، خیلی خوش گذشت ) و در نهایت ساعت ۱۲:۲۰ دقیقه به پناهگاه رسیدیم . استراحت کرده ، ناهار خوردیم و پس از خواندن نماز در ساعت ۱۴:۵۰ مسیر بازگشت را در پیش گرفتیم . درمسیر با دوستان کوهنورد کاشانی و رییس هیات کوهنوردی شهرستان کاشان هم قدم شدیم و در ساعت ۱۶:۵۰ دقیقه به محل پارک ماشین رسیدیم .

پس از جمع آوری وجابه جایی وسایل و خداحافظی از دوستان کاشانی ، حرکت کرده و نهایتا بعد از طی مسیر چهار ساعته در ساعت ۲۰:۵۰ دقیقه شب به ساوه رسیدیم و به امید برنامه ای دیگر از یکدیگر خداحافظی کردیم . با تشکر ویژه از سرپرست محترم جناب آقای جهادی به خاطر تدارک این برنامه ، جناب آقای گلشن به خاطر بیان نکات آموزشی ومفید طی برنامه و به امید اجرای برنامه هایی از این قبیل در آینده ……

شعر کوهستان را اما نویدی نیز هست، که در سنگ نیز میتوان قد برافراشت و رویید

“فریدون مشیری ”

تهیه گزارش : زهرا رنجبرآزاد

منبع:سایت هیات کوهنوردی ساوه 

خواب آلودگی در ارتفاع، خواب مرگ و تخلیه انرژی:

تالیف: دکتر حمید مساعدیان

عضو کمیسیون پزشکی اتحادیه جهانی کوهنوردی

مدیر مسئول انجمن پزشکی کوهستان ایران

خواب آلودگی در ارتفاع

انجمن پزشکی کوهستان ایران: خواب آلودگی در ارتفاع، خواب مرگ و تخلیه انرژی یکی از علائم و نشانه های مهم و خطرناک در ورزش کوهنوردی می باشد.عوامل مختلفی می تواند باعث بروز خواب آلودگی در هنگام کوهنوردی باشد که بعضا می تواند علامت خطری جدی وهشدار دهنده باشد. علامتی که گاها خود کوهنورد به آن بی توجه بوده وآگاهی به وضعیت خطرناک خود ندارد وبمرور زمان به مرحله خطرناکی از عدم آگاهی به زمان ومکان می رسد. این وضعیت پیش از اینکه برای خود کوهنورد جلب توجه کند می تواند هشداری جدی برای سایر همنوردان باشد وشرایط را لحظه به لحظه بحرانی تر شود. شاید بارها در طی صعود به ارتفاعات چه بصورت انفرادی وچه بصورت گروهی ،خود یا همنوردتان دچار چنین حالتی شده اید که می تواند شرایط را تا مرحله خطرناک یا اصطلاحا "خواب مرگ" پیش ببرد.

توجه به علل بروز خواب آلودگی در کوهنوردی می تواند از بروز حادثه یا فاجعه ای جدی جلوگیری کند. این امر باید بیشر متوجه سرپرست یا پزشک تیم باشد.شرایط صعود خصوصا در ساعات متوالی صعود در یک روز و درنزدیکی قله می تواند پیش زمینه فاجعه ای غیر قابل جبران وتاحد مرگ باشد.

عوامل بروزخواب آلودگی:

1- ارتفاع زدگی وبیماری حاد کوهستان :از علل اصلی خواب آلودگی در ارتفاع ومتعاقب آن ادم مغزی وادم ریوی عامل افزایش ارتفاع وکاهش فشار هوا وکمبود اکسیژن می تواند باشد.بیماری حاد کوهستان می تواند باعث خواب آلودگی ،کندی حرکات ،احساس سنگینی ،کنفیوژن یا عدم آگاهی به زمان ومکان ودرشب هنگام ووقت استراحت باعث بی خوابی وخواب سبک گردد. در طی صعود خصوصا در ارتفاع بالای 4000 متر اگر علائم خواب آلودگی به فرد دست دهد ازعلائم هشدار وخطر می تواند باشد.بی توجهی به خواب آلودگی ناشی از ارتفاع وبیماری حاد کوهستان که ناشی از ادم خفیف مغزی است می تواند کم کم منجر به علائم جدی تر وعلائم ادم مغزی شود که می تواند افت هوشیاری ومراحل پیش کما ودرنهایت بیهوشی ومرگ را بهمراه داشته باشد.پس در طی صعود وضعیت سایر همنوردان باید مورد توجه سرپرست تیم،پزشک وسایر کوهنوردان حاضر در برنامه صعود قرار گیرد ودر صورت مشاهده علائم خواب آلودگی نسبت به کاهش ارتفاع وبرطرف کردن وضعیت موجود هر چه سریعتر اقدام کرد. بهترین وموثرترین راه درمان چنین وضعیتی کاهش ارتفاع وفرود می باشد.عدم پذیرش و مقاومت در برابر کاهش ارتفاع می تواند صدمات جبران ناپذیر جانی بهمراه داشته باشد.

2- هیپوترمی وکاهش دمای عمومی بدن: یکی از علت های اصلی خواب آلودگی در ارتفاع ، سرمای شدید ومتعاقب آن کاهش دمای عمومی بدن است.این وضعیت خصوصا در فصل زمستان (بخصوص در کشور ما) وشرایط سرما وهوای سرد پیش می آید.در برنامه های زمستانی ،در صعود از یخچالها وارتفاع بالا که هوا سردتر می باشد این وضعیت بیشتر بوجود می آید.گرم نگهداشتن بدن در طی صعود ،استفاده از مایعات گرم ،پوشش کافی وتحرک مداوم و پیوسته می تواند ریسک وخطر هیپو ترمی را کم کند.

3- خستگی مفرط :گاها در ورزش کوهنوردی شرایطی بوجود میآید که فرد ناچارا باید مدت طولانی حتی تا 15 یا 20 ساعت ویا بیشتر بطور پیوسته به فعالیت بپردازد(در اینجا می توانید برنامه های صعودهای گذشته خود را مرور کنید).درروزهای صعود قله وهوای طوفانی که شرایط رسیدن به هدف وقله مشکل تر می شود وفرد ناچار است ساعتها به فعالیت در شرایط سخت بپردلزد خستگی مفرط بر انسان مستولی شده و در این شرایط خواب آلودگی بر انسان چیره می شود.در چنین وضعیتی کندی حرکات بدن ناشی از خستگی مفرط وضعیت را بدتر کرده وفرد کم کم بسمت خواب آلودگی پیش می رود که در صورت ادامه چنین وضعیتی ،خطر انسان را بیشتر تهدید می کند.

4- مصرف داروها:بعضی افراد بواسطه وجود بیماری های زمینه ای ناچارا از داروهای خاصی استفاده می کنند.داروهایی نظیر ضدافسردگی ها ،داروهای خواب آور وآرامبخش ها ،داروهای ضد جنون ،داروهای آنتی هیستامینیک ،داروهای کاهنده قند خون،ضد حساسیت ها ،داروهای ضد تشنج (وگاها مصرف الکل ومواد مخدر) و... از این قبیل اند. در مورد داروها علاوه بر اثرمثبت دارویی که برای بیماری خاص خود دارند می توانند باعث خواب آلودگی ورخوت وسستی فرد شوند که این وضعیت در اجرای فعالیت های ورزشی کوهنوردی فرد را دچار مشکل میکند.خواب آلودگی در اثر مصرف بعضی داروها جزو لاینفک اثرات آنهاست که می بایست توسط پزشک تجویز کننده دارو تذکرات وهشدارهای لازم به بیمار داده شود.در چنین شرایطی نسبت به تنظیم دوز دارو توسط پزشک معالج باید اقدام کرد واین وظیفه بیمار است که شرایط خود و ورزشی که انجام می دهد را به اطلاع پزشک خود برساند ویا می بایست بیمار با پزشک متخصص طب ارتفاع وپزشکی کوهستان مشورت لازم را بنماید تا از اثرات منفی این داروها در برنامه های کوهنوردی در امان باشد.اثر خواب آلودگی این داروها در حین برنامه های کوهنوردی وخصوصا در بعدازظهرها که خستگی بر فرد مستولی می شود بیشتر جلوه می کند وبیمار باید بیشتر مراقب باشد.البته امروزه داروهایی با خواص مشابه دارویی وبا اثر خواب آلودگی کمتر تولید می شود که بصورت جایگزین می توان از این داروها استفاده نمود وباید این را از پزشک درخواست نمود.

5- بی خوابی های پیش از برنامه:یکی از عوامل دیگر خواب آلودگی در برنامه های کوهنوردی صعودهای شبانه،عزیمت های شبانه به مناطق کوهنوردی (بواسطه راههای دور) وبی خوابی های زمینه ای وعدم استراحت کافی پیش از برنامه است که می تواند تاثیر قابل ملاحظه ای در حین اجرای برنامه برای کوهنورد داشته باشد. برنامه های سنگین کوهنوردی اگر با استراحت کافی پیش از برنامه همراه نباشد می تواند در حین اجرای برنامه باعث خواب آلودگی مفرط برای کوهنورد باشد که این شرایط در ارتفاع بالا که بیماری حاد کوهستان یا ارتفاع زدگی خفیف هم مزید بر علت است می تواند خواب آلودگی را تشدید کند.صعود کوهنوردان از راه های دور که بواسطه مشغلیت های کاری شبانه با وسیله نقلیه به مناطق کوهنوردی عزیمت می کنندو شب قبل از برنامه استراحت خوب وکافی ندارند می تواند وضعیت کوهنورد رادر طی برنامه تحت تاثیر منفی خواب آلودگی قراردهد.برنامه ریزی زمانی مناسب و درنظر گرفتن زمان استراحت کافی می تواند شرایط بهتر وایمن تری را برای کوهنورد فراهم کند تا با هوشیاری بیشتر وتمرکز بهتر بتواند صعود موفق تری داشته باشد.

6- گرسنگی وکاهش قند خون:یک کوهنورد خصوصا در شرایط فعالیت سنگین می بایست به وضعیت تغذیه ای خود توجه کافی داشته باشد.عدم صرف صبحانه ،عدم استفاده از میان وعده های غذایی ،بی اشتهایی ناشی از بیماری ارتفاع،عدم تنوع غذایی و... می تواند براحتی سطح قند خون کوهنوردرا کاهش داده و فرد را در ابتدا دچار بی حالی ورخوت وسستی کرده وبمرور زمان دچار خواب آلودگی کند.پس باید برای رژیم غذایی خود در پیش وحین برنامه های کوهنوردی جدی برنامه ریزی دقیق داشت.مصرف صبحانه مقوی وکم حجم ،استفاده از تنقلات واستفاده ازقندهای ساده بصورت شکلات ،شیرینی،آبنبات وبیسکویت و... بعنوان مواد قندی که براحتی هضم وجذب می شوند ومی تواند سطح قند خون را در حد نرمال ونیاز بدن نگهدارد واستفاده از مواد قندی پلیمر وچند ملکولی نظیر نان،ماکارونی،برنج ،سیب زمینی و... که بتواند ذخیره قندی وگلیکوژن کافی در کبد وسایر ارگانها نظیر عضلات را برای حداقل 8 تا12 ساعت تامین کند می تواند از افت قند خون جلوگیری کند.یک کوهنورد باید ذخیره چربی مناسب و کافی داشته باشد .داشتن ذخیره چربی مناسب در مواقع ضرورت که ذخیره قندی انسان تحلیل می رود می تواند تا حدی جایگزین ذخایر قندی کاهش یافته بدن در حین برنامه باشد.پس توجه به تغذیه خوب وبا کیفیت می تواند از ایجاد زمینه کاهش قند خون وخواب آلودگی جلوگیری کند.اصول تغذیه خوب را درورزش کوهنوردی باید حتما آموخت و آن را در حین برنامه اجرا کرد.

7- تجمیع عوامل یادشده:همه عواملی که که در بالا بیان شد می تواند دست به دست هم داده ویک تراژدی را بیافریند. بدین واسطه یک کوهنورد باید نسبت به همه عوامل فوق دقت لازم را داشته تا این عوامل باعث بروز فاجعه ای جبران ناپذیر نشود.شرایطی را در نظر بگیرید که کوهنوردی در نهایت خستگی در ارتفاع بالای 5 یا 6000 متر یا بالاتر و درهوای سرد 30- 40 درجه زیر صفر بخواهد بمدت 15 یا 18 ساعت به کوهنوردی سنگین بپردازد .این عوامل را سهل نگیریم وبه سلامتی خود وهمنوردان مان بیشتر توجه کنیم.عدم برنامه ریزی زمانی وبی توجهی به تمامی یا بخشی از عوامل یاد شده در بالا می تواند براحتی باعث بروز حادثه ای غیر قابل تصور وفاجعه ای بزرگ باشد. حوادثی نظیر مرگ دو تن از غارنوردان غار پرو در سالهای گذشته ،حادثه سرمازدگی ویخ زدگی اندامهای یکی از کوهنوردان کشورمان در قله کمونیزم،فاجعه تاسف بار سقوط دکتر سعید بهالو در قله تیلیچو پیک،حادثه نانگاپاربات،حادثه برنامه زمستانی گرده آلمانها که منجر به کشته شدن دو تن از کوهنوردان خوب کشورمان شد و....همگی بنوعی از عوامل ذکر شده در بالا نشات می گرفتند.

در کوهستان همیشه حوادث در کمین است وکوهستان زاینده حوادث است – مراقب باشیم.

تدوین: دکتر حمید مساعدیان

منبع: انجمن پزشکی کوهستان ایران

سریعترین فاتح اورست

سریعترین فاتح اورست:
http://www.everestnews2004.com/4002expcoverage/pictures/pemba-dorjee.jpg
انجمن پزشکی کوهستان ایران: در 21 می 2004 پمبا دورجی شرپای 26 ساله موفق شد در یک صعود اعجاب انگیز از کمپ اصلی جبهه جنوبی، قله اورست را در زمان 8 ساعت و 10 دقیقه صعود نماید و رکورد لاکپا جلو با زمان 10 ساعت و 56 دقیقه را ارتقاء دهد.
پمبا متولد 29 آوریل 77 در منطقه دولکا در دره خومبو می باشد. او که علاقه و توان بسیاری داشت به جز صعود سریع به اورست رکوردهایی نظیر دوبار صعود قله طی 5 روز در سال 2004 (صعود نخست با زمان 12 ساعت و 45 دقیقه رکورد محسوب می گردید و به محض آنکه پس از این صعود لاکپا جلو توانست آنرا به 10 ساعت و 56 دقیقه کاهش دهد، پمپا صعود سریع دیگری را بر روی قله صورت داد) و سه بار صعود قله طی 10 روز (8 تا 17 می) در سال 2007 را نیز به نام خود به ثبت رسانده است.
او همچنین در تلاشی سخت مین بهادر شیرخان پیرمرد 76 ساله نپالی را با خود راهی قله نمود، تا بدین صورت رکورد مسنترین فاتح اورست نیز از دست كاتسوسوكه ياناجيساوا ژاپنی خارج گردد.
همچنین در سال 2007 پمبا در اقدامی جالب کاپشنی مزین به پرچم 250 کشورجهان را بر فراز بام دنیا به نشانه دوستی ملتها بر تن نمود.
اما در صعود سریع اورست، پمبا کمپ اصلی را در ساعت 18 روز 20 می ترک نمود و در ساعت 2.10 بامداد روز 21 می بر فراز قله ایستاد.
البته بر سر صعود یا عدم صعود سریع پمبا بحث و جدل بسیاری وجود داشته و دارد. از جمله لاکپا جلو صاحب پیشین رکورد سریع اورست! وی در این باره می گوید: "در روزی که پمبا مدعی شد قله را صعود کرده تمام کوهنوردان و شرپاها بدلیل خرابی هوا در کمپ دوم به سر می بردند. پمبا مدعی بود بر روی قله گروهی را دیده که از جبهه شمالی به سمت قله می آیند، اما اتحادیه کوهنوردی تبت این ادعا را رد کرد و عنوان کرد در این روز هیچ کوهنوردی از مسیر شمالی به قله نرسیده".
گرچه به رغم همه بحثها رکورد پمبا مورد توجه مسئولین وزارت توریسم نپال قرار گرفت و اینک در اغلب کتابها، از جمله گینس، از او به عنوان رکورددار صعود سریع به اورست یاد می شود.
با تشکر از کوه قاف
و بخوانید:
منبع: انجمن پزشکی کوهستان ایران

صعود یا سقوطی بی بازگشت

صعود یا سقوطی بی بازگشت

نکاتی پیرامون صعود زمستانه

زندگی را تنها باید بر قله ها جست،

آنجا که بوی تند آدمیان به مشام نرسد

پیشگفتار:

اول که: مدتی است می شود با یه کلیک، فهمید هوا چگونه است. این از یک طرف خوب و گویا از جنبه ای برای بعضی دچار سوء تفاهم شده با گرفتن هوای خوب سفری سبک بال در ذهن نقش می بندد، غافل از اینکه هر چیزی می تواند قدری نسبی باشد خصوصاً زمستان و کوهستان بکر. نمی دانم باید به دنیای فناوری نفرین کرد یا به ما با این همه بی خیالی که بی فکر و ساده انگارانه تن به خطر می دهیم.

دوم: نمی دانم گویا هنوز هم باور این قصه برای دولتمردان و سیاست گذاران، سخت باشد که با یک تعطیلات این مردم خسته از دود و دَم و زندگی شهری راهی هر جایی جز شهر ماندن می شوند و این یعنی آمار وحشناک تصادفات، هجوم بی رویه به کوهها و... همان عواقبی که آمارش تکان دهنده است و... در مورد صعود کنندگان به کوه هاي تهران با تدابیر درست و کارشناسانه فدراسیون، هلال احمر و شهرداری و با بازوی قدرت مند اجرایی هیات تهران و گروهها تا حدود زیادی مشکلات امداد در مناطق تهران مرتفع اگر چه جای کار بیشتر دارد.

اما مشکل مناطق دشواری چون دماوند، علم کوه، اشتران و... هنوز هم به عنوان مُعضلی غیر قابل حل باقی مانده که نمونه های درد آوری از آن را با خبرید. اما بطور مشخص وقتی ما اقدام به احداث قرارگاه هایی چون پلور، ونداربن و پناه گاهی چون بارگاه سوم می کنیم شایسته است محلی مشخص با تمام استاندارهای موجود برای امداد و... در نظر بگیریم. و متاسفانه بارگاه سوم با گنجایش زیاد نفرات فاقد ابتدایی ترین وسایل، اعم از بهداشتی، رفاهی، اطلاع رسانی و صد افسوس امدادی، می باشد. بودن یک کپسول اکسیژن در زمستان که امکان حمل مجدد و ارسال آن به بالا کار دشواری است، قدری بی انصافی و دردناک بوده به حقوق شهروندی.

سوم: روی سخنم با کوهنوردان عزیز می باشد به آنها که می توانند قبل از حرکت نگاهی هر چند گذرا بیندازند به نکاتی خلاصه از این موارد که گرد آوری آن حاصل سالها تلاش خاک خوردگان این گود می باشد، قبل حرکت تفکر و تعمق کنیم: با کسب اجازه از پیشگاه پزشکان، مربیان و اساتید محترم عاشق کوه.


تندرست و هوشيار به كوه برويد

و

تندرست و سود برده باز گرديد!

و از ياد مبريد كه:

كوهستان، جان بخش است، نه جان ستان.

همنورد گرامی که قصد سفر گروهی یا تنهایی دارید:

آیا قبل برنامه:

اول که سفر به تنهایی بار مشکلات زیادی را تنها به گردن کشیدن است و...

با توجه پتانسیل فردی و گروهی، وسایل موجود و فصل برنامه ریزی کرده اید؟

آیا تمرینات مناسب، متناسب و هدف مند با ابزار فنی لازم داشته اید؟

آیا هماهنگی های لازم و تمرین در خصوص مدیریت زمان انجام گرفته است؟

چک لیست وسایل، امداد، فنی و تغذیه تهیه گردیده است؟

شما سرپرست ارجمند اطمینان دارید همنوردانتان تجربه، توان روحی و جسمی، سلامت کامل، مسئولیت پذیری و حرف شنویی مناسب را دارا باشند؟

جلسه ی شامل (توضیح برنامه، چک کردن وسایل، شرایط و مشکلات برنامه و...) قبل برنامه برگزار شده است؟

ای عاشق سفر حین سفر چه می کنی:

دقت در مدیریت زمان با توجه به فصل

نظارت سرپرست در کلیه امور

دقت در شرایط چک فیزیولوژی اعضاء

استفاده و حرف شنویی از تجارب پیش کسوتان

نظارت سرپرست در حرکت دسته جمعی بدون از هم پاشیدگی

تذکر و تست نفرات در ارتفاعات به لحاظ کوه گرفتگی و استفاده به موقع از ابزار و...

همراه داشتن وسایل ضروری، امداد، تغذیه، کیت بقا و... تا اتمام برنامه

قرار نگرفتن در هُرم صعود قله و بازگشت به موقع به منظور سلامت اعضاء

همراهی فردی کار آزموده و کاردان در صعودهای حساس و زمستان و...

پرنده

اگر در ارتفاع سرش گیج رود

همان بهتر در قفس بماند

و آواز تنهایی بخواند

مختصر گزارشی از برنامه دماوند جنوبی زمستان 91

ما نیز چون شماری از شیفتگان کوه راهی بام کشوریم، از مدتها قبل برنامه ریزی کرده، تماس زیادی صورت گرفته، تمریناتی داده می شود که گزارش آن ارائه می شود.

سفر ما با دوستانی باید انجام می گرفت که یکی از عمده دغدغه ایشان هم هوایی ست. همچنین ترس از مشکلات ارتفاع تمرینات لازم عموماً "هواز ی استقامتی" که بندری ها و کرمانی ها از مدتها قبل با اجرای چند برنامه کوهنوردی بصورت شب مانی روی قلل بالای 4000 متری در منطقه جوپار و... انجام دادند.

وسایل و نواقص تا قبل برنامه رفع و چند بار چک می شود. بحث تغذیه را جدی پیگیری کرده، بروی وسایل موجود در بارگاه حساب باز نمی کنیم. آب و هوا را از طریق دو سایت اب و هوا اسنو فور کست گرفته با توجه به تغییرات احتمالی در زمستان اعلام می شود، نفرات کفش دو پوش یا سه پوش همراه داشته باشند. همچنین به منظور هم هوایی بهتر نفرات بندر یک روز زودتر در تهران می مانند.

19 بهمن از مسیر هراز وارد پلور شده از قرارگاه وضعیت بالا و جاده ی خاکی چک می شود، با توجه به شلوغی منطقه چادر برداشته می شود. از کنار جاده رینه سفر آغاز می شود. به راننده چند شماره ضروری داده می شود که به موقع اقدام کند. همچنین زمان دقیق بازگشت مشخص نمی شود. دماوند به نظر خشمگین است. در محل گوسفند سرای احسانی تا نیمه شب عده ای سرگردان و بدنبال اقامت هستند. چند نفری عصر به طرف بارگاه حرکت کرده که یا موفق به رسیدن نشده و درگیر هوای خراب می شوند و نفرات بالا مدد رسان می شوند بقیه منجمله چند یزدی به پایین برمی گردند.

20 بهمن مسیر بارگاه

صبح زود در راهیم عده ای با کفش ترکینگ در مسیر تردد می کنند با آنها که صحبت کرده، جواب ما: "تا بارگاه می آییم ببینیم چی می شه". دیدار با دوستان آذربایجانی با مربیگری جناب محمد نصیری در بارگاه مسرورمان می سازد.

بارگاه نگو شهر شام گوی، خبری از میز های غذاخوی کف سالن نیست، همه جا کیسه خواب پهن شده. با عرض تاسف چند پوکه ی آمپول دگزا در سطل زباله چشمم را می آزارد؟!


آشنایی با خانم ماریا ازکوهنوردان مجرب آلمان فاتح قله 8000 متری چوایو و چندین قله هفت هزار متری، متخصص بیهوشی و دارای اطلاعات عالی ارتفاع زدگی را مدیون معرفی ایشان توسط آقای حمید باقر پور دوست سالهای دور می باشم. باقر پور زحمت عمده ای در ساخت بارگاه را طی سالهای اولیه متحمل گردیدند.. این دو روز از ماریا چیزها آموخته که بسیار موثر و مفید واقع شد جا دارد کمال تشکر را از کوهنوردان کنگاوری داشته باشم.

در همان ابتدای آشنایی چند نفری ویزیت می شود، یک نفر نیاز به اکسیژن دارد. کپسولی بزرگ و آسیب دیده به ما داده می شود بسختی آماده استفاده می گردد. حدود ساعت یازده شب وضع نفر که در شمال بیمار و دگزا تزریق کرده و در ادامه یکی در حسینیه و یکی هم در بارگاه تزریق کرده وخیم، تصمیم بر این است، پایین برودکه با همت دوستانش انجام می شود.

شب. شب بدی بود اگر ماریا دکتر نازنین آلمانی نبود تعداد زیادی از قهرمانان"آمپول دگزایی" الان در قید حیات نبودند. تا صبح بسختی چند ساعت استراحت کردیم. از بالا به پایین برای یکی اکسیژن گذاشته بالا می رویم و دیگری را دارو می دهیم. هوای خوابگاه بالا به علت روشن کردن گاز و... بسیار آلوده و مسموم است ولی اینها بی چادر و ... کجا بروند اوضاع شلوغ تر از مرداد ماه شده، چند مورد استفراغ، سردرد شدید و تعدادی زیادی ارتفاع گرفتگی که بیشتر آنهایی بودند که با تعجیل بالا آمده بودند. ضرورت داشتن امکانات و حضور امدادگر کار کشته را با جان می شود حس کرد.


سپیده نزده عده ای از راه قله باز می گردند با لهن مودبانه ی"نشد بزنیمش"؟! نرسیده به آبشار یخی به دو نفر بر می خوریم که راهنمایی شده باز می گردند. بالاتر سه نفر که از یخچال بین جنوب و جنوب غربی فرود می آیند نفر اول روی شیب تند یخچال در رفته به طرز معجزه آسایی جان سالم بدر می برد و علیرغم مجروحیت باز دوستانش در پی او روانند؟!

از ارتفاع حدود 5400 متر به مدل های مختلف کوله، یخ شکن کرامپون دو مورد تبر یخ که روی زمین ردیف شده اند بر می خوریم؟! برایم جای سوال است این چه کوهنوردی است؟! پس چرا بالا آورده اند؟ مگر نه اینکه بیشترین خطر از این نقطه به بالا صورت گرفته، آن هم در این فصل متغییر؟! ای وای بر ما.

زیر تپه چند نفری انگار حمام آفتاب می گیرند. تقاضای تزریق دگزا دارند. ماریا هم کلافه است با لهجه شیرین ایرانی اظهار می دارد،" اینا فکر کردن من داروخانه همراه دارم".

دوستی دیگر اشاره می کند این بالا مریض دارید به جوانی مودب بر می خوردم تقاضای دارو دارد برای ادامه صعود، شیر فهم که می شود سریع باز می گردد. یک نفر که گویا کرجی باشد به من رسیده وضع یخچال را می پرسد که من و دیگر دوستان با صراحت عنوان می کنند یخ زده و ساعتی پیش یک نفر در رفته. باز می پرسد شما از کجا بر می گردید؟ جواب می گیرد راه صعود شده.

" به گفتگو در می آیم با بام کشورم: دماوندا تو را چقدر دست کم گرفته اند کاش لوحه ای بر پیشانیت می نوشتی که چه جلال، ساجده، یزدانی و بنی هاشمیان هایی را که نستاندی و..."

نزدیک قله به دوستانی مهربان بر می خورم که از جبهه شمالی به جنوبی آمده اند با تجهیزات کامل عُقده ی دل می گشایم و نَم اشکی بر خاطرات گذشته به یاد جعفرناصری در موستاق آتا و... یادش در جای پاکی در دل زنده می شود.

تیم ما با اینکه ساعت 6 صبح حرکت کرده اما با زمان زیادی با اکثر نفرات به قله رسید. از طرفی کمک رسانی به دوستان و عکاسی هم موثر بود. خرسند بودم که می توان نفرات را جمع کرد و کرکره صعود امروزِ دماوند را پایین کشید. هیهات حداقل ده نفری هر یک از طرفی بالا می آیند. خانم آقا تو رو خدا باز گردید!، دیر وقت است... و جواب به ما: "پَه اَ اخم، تَخم و یکی ناسزا کم ماند کتک هم بخوریم." یک نفر 50 متری قله زمین گیر شده: ارتفاع زدگی خفیف، تخلیه انرژی شدید، تاٌثیر گوگرد کاملاٌ مشهود است.

ندا آمد "دگزا بزنید". نه نیاز نیست. این دو روز از ماریا چیزهای زیادی آموختم. اول تفکر کن! بیماری را تشخیص بده. موضوعات را قاطی نکن. فکر فرود باش، تنفس عمیق و خوراندن نوشیدنی بعد تصمیم دارویی.

نکته ی که بندرت می شود انتظار داشت شاخه شانه کشی عده ای معدود بود با کوه که در راه رسیدن به این هدف اصلاٌ مهم نبود غلطاندن سنگ و...

شب در راه است. ساعت از 4 عصر گذشته، عده ای زیر تپه گوگردی در تلاش برای رسیدن به قله هستند. گفتگو با آنها بی نتیجه است، از خواهش و التماس نیز کاری ساخته نیست. جواب فقط یک کلمه است. "می زنیم و برمی گردیم". ای کاش این کوه بلند زبانی گویا داشت و خود می گفت قاتلی مهربان در کمین شماست.

به حدود ارتفاع 5000 یا قدری پایین تر چون GPS را به خاطر حفظ باطری زیر لباس پنهان کرده ام. تعدادی در یخچال مشاهده می شوند که صدای کوروش در این میان آشناست. مسیر خود را به سمت آنها منحرف کرده هم کلام می شویم دوستی به ما ملحق شده درخواست طناب، کارابین، نفر و دارو دارد. تعدادی از دوستان می روند و هرچه وسایل هست داده می شود. فقط مختصری برای پایین آوردن فرد بیمار در گروه نگه می داریم. با کوروش در خصوص بستن مناسب سر مصدوم همفکری می شود ولی به علت بی قراری بیمار خودم نمی توانم نزد او بروم. به سرعت فرود خود می افزایم تا بتوانم اقدامات بارگاه را آماده کنیم.

شب حاکم مطلق با ماریا به وضع بیمار گروه خود رسیدگی کرده، برای مصدوم نمازخانه آماده می شود. ای کاش تخت، سُرم و امکانات ضد عفونی... موجود بود. "یاد کنایه هایی که در سال 82 به تیم گاشربروم یک زدند افتادم که "باید سرم و برانکارد همراه تیم حمله می بود اینجا درکف زمین ساده ترین امکانات بهداشتی موجود نیست، کجایید نقادان چیره قلم...؟!"

با رسیدن مصدوم که نتیجه تلاش سریع و شجاعانه ی کوهنوردان عاشق بود، با تلاشی زیادی موفق به تعویض البسه کاملاً معمولی، کفش ترکینگ و خیس فرد شده، در تلاش هستیم محیط آلوده تاٌثیر منفی روی ایشان نگذارد. ماریا متعقد است کار زیادی نباید انجام داد فقط به پانسمان سر که هنوز خون ریزی دارد بسنده می کنیم.

نیاز به داشتن سُرم ضروری ست، که نیست. اما اکسیژن را با تکنیک من در آوردی تعمیر کرده جلو نَشتی هوا را می گیریم. اما متاًسفانه ماسک کوچک، خشک و نا کارآمد است. جهت گرم نگه داشتن ایشان و رفع هایپوترمی با عملی ابتکاری دوستان با ریختن آب داغ درون ظروف نوشابه توانستیم تا حد زیادی دمای بدن ایشان را بالا بیاوریم. اما بنا به شواهد و اظهارات ماریا امید زیادی به زنده ماندن ایشان نیست، چون ضربه شدید بوده و فرد در کُمای مطلق بسرمی برد که بهبودی در این چند ساعت احساس نمی شود. اما اینکه ایشان ضربه مغزی شده یا نه ما نمی دانیم.

تماس های زیادی با مسئولین، دوستان و هلال احمر صورت می گیرد. امداد هوایی در شب منتفی است. مقرر گردید با رایزنی های که عمل آمد. موافقت گردید با توجه به ممنوعیت پرواز در روز 22 بهمن و اینکه اگر پروازی باشد برای گلریزان مراسم صورت خواهد گرفت. با تلاش جناب مقدسی و یاوری از مسئولین هلال مقرر گردید فردا ساعت 7 صبح پرواز صورت گیرد. روز بعد ساعت شش بر بالین بیمار رفته ماسکش را تنظیم کرده متوجه می شوم کپسول رو به اتمام است با جناب کاشفی تماس گرفته ایشان فرمودند قول همکاری و پرواز داده شده خواهش کرده اصرار کنند جهت پرواز به موقع و حمل بیمار. حدود ساعت 8 از بالا مطلع شده، مصدوم وضعیت وخیمی پیدا کرده که CPR می شود و مجدداً به علت اتمام اکسیژن متاًسفانه ایشان تاب ماندن نمی آورد.

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا:

هیلی کوپتر ساعت 9.30 به روی دماوند می رسد، به طرف قلل دوبرار رفته دور دماوند را می زند و نمی تواند به بارگاه نزدیک شود مجدداً ساعتی بعد پروازی دیگر انجام که گویا در پرواز خود آقای مقدسی حضور دارد که با یک مانور و گویا بازگشتن و کم کردن سوخت بالگرد عملیات انجام می گردد.

لازم به ذکر است درهمین روزحادثه ی در مسیر شمالی بالای 5000 متر برای یکی از کوهنوردان باشگاه اسپیلت رخ داده که روز بعد هلال احمر در عملیاتی سریع در مسیر شمالی و در شرایطی نامطلوب موفق می شوند نسبت به اعزام فرد مصدوم اقدام نمایند.

جا دارد جان باختن کوهنورد عزیز از اسلام شهر آقای علی محمد مهدور 41 ساله را به همنوردان و خانواده محترم ایشان تسلیت عرض نمایم.

موضوع پرواز:

درست است که هلال احمر نسبت به اعزام به موقع تعلل کرد و نتوانست به موقع عملیات را انجام دهد اما واقعیت این است این بالگردها مخصوص کار امداد در این مناطق نیست و باید نسبت به تعویض بالگرد و آموزش کادر پروازی اقدام گردد. در ثانی ما اطلاعات زیادی از موارد و ممنوعات پروازی نداریم از این رو خود این عزیزان بهتر می توانند جوابگو باشند.و باید دست به دعا برداریم بالگرد های ایرانی زودتر از دست دولت ترکیه آزاد و یگان امدادی ملحق شود.

ناگریز از سفرم

بی سر و سامان

چون باد

به گرفتار رهایی

نتوان گفت

آزاد

مواردی که به ذهن بنده از سوی بعضی دوستان رسید:

ساده انگاشتن صعود های زمستانی

نداشتن آمادگی جسمانی مناسب

تعجیل به صعود در ارتفاعات (بالاخص کوهنوردان حاشیه خزر)

نا مناسب بودن وسایل و تجهیزات صعود

عدم آگاهی سرپرستان از شرح وظایف سرپرستی

عدم آگاهی کوهنوردان از شرح وظایف اعضاء

نداشتن اطلاعات کافی از اصول اولیه تغذیه

عدم آگاهی برخی از کوهنوردان به مسائل پزشکی خصوصاً مشکلات ارتفاع

میگویند شاد بنویس،

نوشته هایت بوی درد دارند..

و من یاد مردی می افتم که با کمانچه اش گوشه ی خیابان شاد می زد..

اما چشمهایش خیس بود


بهمن 91

حسن نجاریان

در کوهستان چه بپوشیم

انجمن پزشکی کوهستان ایران: پوشيدن لباس را می توان به 4دسته تقسیم نمود که 2 دسته از آن پوشاک اولیه که به شرایط آب و هوایی بستگی دارد و 1 دسته از آن پوشاک ثانویه که پوشاک اضافی و ضروری به حساب می آیند که در هر شرایطی باید آن ها را به همراه داشته باشیم البته اين نوع لباس پوشيدن به قدرت و توانايي فرد و در چه فصلی و به چه ارتفاعی رفتن بستگی دارد.

1 .كوهنوردي در هواي گرم: زیر پوش نخی- تیشرت آستین دار -شلوار کتان . همیشه دو عدد تیشرت به همراه داشته باشید که در صورت عرق کردن ، خیس شدن آن را عوض کنید.

2. كوهنوردي در هواي خنك : زیر پوش نخی- تیشرت آستین دار -شلوار کتان همیشه دو عدد تیشرت به همراه داشته باشید که در صورت عرق کردن ، خیس شدن آن را عوض کنید + گتر کوتاه (شن اسکی و گلی) + پانچو (بارش ناگهانی باران) + یک سری البسه اضافی که برای مثال داشتن بادگیر و شلوار دو پوش که از جنس شمعی یا پلیستر است برای تمام فصول مناسب می باشد

3.كوهنوردي در هواي کمی سرد: بلوز استرچ-شلوار استرچ-پیراهن وشلوار پلار معمولی -کلاه پلار -دستکش بافتنی پشمی یا پلار – جوراب بافتنی پشمی

یاد آوری: گتر بلند+ پانچو (بارش ناگهانی باران و برف) + یک سری البسه اضافی كوهنوردي در هواي سرد: بلوز استرچ-شلوار استرچ-پیراهن وشلوار پلار - کاپشن گورتکس و شلوار گورتکس -کلاه پلار - دستکش استرج و پشمی یا پلار و گورتکس – جوراب بافتتنی پشمی يا حوله ای

یاد آوری : در صورت داشتن کفش دو پوش و ... باید جوراب مخصوص همان کفش و تولید همان شرکتی که این کفش را ساخته است تهیه نمود + کیسه بیواک + گتر بلند + یک سری البسه اضافی .

4.كوهنوردي در هواي طوفاني: بلوز استرچ-شلوار استرچ-پیراهن وشلوار پلار - کاپشن گورتکس پر و شلوار گورتکس پر –کلاه توفان -دستکش استرج و پشمی یا پلار و گورتکس –جوراب بافتتنی پشمی يا حوله ای

ویژگی های لباس كوهنوردان

پوشاك یكی از مباحث مهم در تجهیزات كوهنوردی است كه كمتر به آن توجه شده است و شاید از نقاط ضعف ما در كوهنوردی است كه به طور خاموش ما را نظاره می كند و اصلا به آن توجهی نداریم و دلیل را در جای دیگر جست و جو می كنیم.پوشاك كوهنوردی به علت سرعت در تغییر شرایط جوی یا شرایط بدنی كوهنورد باید قابلیت سرعت عمل و انعطاف پذیری لازم را داشته باشد.

البته منظور از انعطاف، تغییر پذیری با شرایط كوهنورد است نه نرمی و لطافت پوشش. به علت تغییرات در شرایط فیزیكی كوهنورد نمی توان از لباس های تك لایه ضخیم استفاده كرد، چرا كه برای مثال در ابتدای حركت، بدن سرد است ولی پس از 15 دقیقه به شدت میزان سوخت و ساز بدن بالا می رود و نیاز به كم كردن پوشاك در حین حركت را دارد.اما اگر شما یك لایه ضخیم به تن كرده باشید نمی توانید در آن تغییراتی ایجاد كنید. پس یكی از نكات مهم در پوشاك كوهنوردی لایه لایه بودن یا پوشش چند لایه است. این گونه پوشش به شما امكان می دهد كه به هر میزان توانایی تغییر، در پوشاك خود را داشته باشید.

اما این پوشش های چند لایه چگونه باید باشد و جنس آن ها چگونه انتخاب شود؟!یكی از مهم ترین موارد در پوشاك انتخاب لایه اول است، لایه به علت تماس مستقیم با پوست در عین راحتی باید از قابلیت تنفس برخوردار باشد.

هر چند تنفس مهم ترین عامل در تمام لایه هاست.در كوهنوردی زمستانه شما به علت اختلاف دمای زیاد همواره در معرض گرفتگی عضلات هستید.یكی از عوامل عدم انتخاب پوشش لایه اول است.اگر لایه اول قابلیت تنفسی را نداشته باشد تعرق بدن را در خود نگاه می دارد و این عمل باعث خیس شدن بدن می شود.پارچه های نخی در تماس با بدن بسیار راحتند ولی یكی از مشكلات آن ها در صعودهای زمستانه دیر خشك شدن آن هاست.امروزه پارچه هایی با بافت استرج بسیار راحت برای پوشش اول انتخاب می شود.این پوشش دارای بافتی شبیه به لانه زنبور است كه جریان هوا را در خود هدایت كرده و به سرعت خشك می شود.همچنین تعرق بدن را به بیرون از لایه خود و به لایه دوم انتقال می دهد. (معمولا ترکیب جنس لایه اول : پلیستر-پلی آمید-لیکرا است)

لایه دوم را می توان از یك لایه گرمایی مثل پلار ولی نه پلار ضخیم كه باعث عرق كردن شدید شود، انتخاب كرد.امروزه از پلار استرج برای لایه دوم بهره می برند در صورت نیاز یك لایه استرج پلار دیگر نیز به كار ببرید.لایه بعدی پلار وینداستاپر است.

این لایه را به این علت استفاده می كنند كه هم گرم است و هم باد به آن نفوذ نمی كند و بدن را از تیررس باد مصون نگه می دارد (البته مراقب عرق کردن لایه باشید). لایه بعد لایه ای است كه شما به دلخواه انتخاب می كنید ولی جزء لاینفك یك صعود موفق است و آن گرتكس می باشد.گرتكس، بیرونی ترین لایه پوشاك كوهنوردی است. لایه ای قابل تنفس كه در سطوح مختلف و با كیفیت های متفاوت تولید می شود.

در پوشش چند لایه وظیفه لایه ها این است كه بخار آب را از هر لایه به لایه بعدی انتقال داده و در نهایت پوشش گرتكس آن را به بیرون هدایت می كند و مانع از تعرق و خیس شدن لباس ها می شود.

عدم تنفس هر لایه باعث اختلال در این شبكه انتقال شده و كار همه لایه ها را مختل می كند.پس برای یك صعود موفق نیاز مبرمی به همكاری لایه های پوششی با همدیگر است.دراین میان وزن لایه ها و حجم كم آن هم موردی اساسی است تا یك كوهنورد به راحتی صعود كند.گرتكس را امروزه در اغلب پوشاك كوهنوردی استفاده می كنند و مختص به كاپشن یا شلوار نمی شود.

گترگرتكس، لایه گرتكس داخل كفش ها و این قبیل، موارد استفاده این لایه با ارزش است.

جنس لباس های کوهنوردی

الیاف ضد آب- تنفسی : لباس های ضد باران یا آب معمولا از جنس نایلون یا مواد ترکیبی نایلون است . از آن جا که نایلون به خودی خود ضد آب نیست این نوع لباس ها خاصیت ضد آبی خود را از سایر الیاف می گیرند . این نوع لباس ها برای لایه بیرونی استفاده می شوند .

1.لایه پوششی ضد آب-غیر تنفسی : آسان ترین روش این است که لباس نایلونی را با یک لایه غیرتنفسی مثل پولی اورتین بپوشانند ، نتیجه ؛ یک لباس سبک و ارزان می شود که مقابل ساییدگی و کپک زدگی مقاوم نیست . ایراد عمده این گونه لباسها غیر تنفسی بودن آن است . در عین حال که مانع ورود آب از بیرون به داخل می شود در مقابل هم به عرق و بخار متصاعد شده از بدن هم اجازه ی خروج نمی دهد در نتیجه در طی یک فعالیت نیمه سنگین بدنتان خیس خواهد شد و احساس گرمای شدید خواهید کرد (چون آب تبخیر نمی شود تا دما را با خود از بدن خارج کند ) و به محض در آوردن لباس بدلیل خیس بودن بدن سرمای شدیدی احساس خواهید کرد و ممکن است دچار تراژدی سرمازدگی شوید . اگر از این نوع لباس ها استفاده می کنید حتما چنددست لباس اضافی همراه داشته باشید تا بتوانید لباس های خیس خود را عوض کنید و خشک بمانید. این گونه لباس ها بیشتر در فرود که بدن تعرق کمتری انجام می دهد استفاده می شوند.

2. لایه پوششی ضد آب-تنفسی : این گونه لایه ها بخار آب را از خود عبور می دهند ولی آب مایع از آن ها عبور نمی کند . در هر سانتیمتر از این لایه میلیاردها سوراخ بسیار ریز وجود دارد که فقط مولکول های ریز بخار آب را عبور می دهند ولی کلونی های مولکول های آب که بزرگتر هستند از این سوراخ ها رد نمی شوند. ایجاد این چنین سوراخ هایی هزینه زیادی در بر دارد به همین دلیل این لایه ها گران هستند.

3. لایه چسباندنی ضدآب-تنفسی ممبرانی : معروف تریناین ممبران ها گورتکس است . فرق این لایه با لایه ی ضدآب-تنفسی در این است که لایه ی عبور دهنده ی بخار آب به طور جداگانه بر روی نایلونتولید می شود. واضح است که این لایه از لایه ضد آب-تنفسی گران تر خواهد بود.

هر چند لایه های تنفسی خیلی بهتر از لایه های غیرتنفسی هستندولی همچنان ایراد هایی دارند . اگر فعالیت سنگینی داشته باشید و بیش از حد عرق کنید ( که در صعودها زیاد اتفاق می افتد) لباس از درون خیس می شود و باعث بسته شدن سوراخ ها خواهد شد و لباس دیگر تنفس نخواهد کرد ؛ همچنین اگر آب باران آنقدر نباشد که اب بر روی لباس بلغزد ، آب بر روی لباس می ماند و باعث بسته شدن سوراخ ها می شود. قدرت تنفس لباس به موارد بسیار گوناگونی بستگی دارد ولی همواره افزایش قدرت تنفس لباس با افزایش قیمت همراه است .

چگونه از لباس هایی که قدرت تنفسی دارند ، مراقبت کنیم ؟ تمام گونه های لباس های تنفسی بسیار حساس و ظریف هستند . معمولا کوهنوردان با تجربه از لباس های ارزان تر ضد باد استفاده می کنند و لباس تنفسی خود را برای مواقع ضروری تر نگه می دارند ولی آن را همیشه " روی " کوله می گذارند که در دسترس باشد .

عرق ، گل و هر گونه کثیفی ، باعث بسته شدن سوراخ ها می شوند ؛ در نتیجه مانع تنفس لباس می شوند . ممکن است بعضی شوینده ها و پاک کننده ها باعث از بین رفتن لایه های لباس شوند ؛ پس در رابطه با چگونگی تمیز نگه داشتن لباستان ، حتما از فروشنده سوال کنید.

گرچه لباس های تنفسی باید همیشه تمیز باشند تا بیشترین کارايی و بیشترین طول عمر را داشته باشند ولی از طرفی شستن آن ها پس از هر بار استفاده هم نمی تواند ایده خوبی باشد چون حرکت دورانی ماشین لباسشویی باعث از بین رفتن یا جدا شدن لایه ضد آب رویی لباس می شود.

لایه ضد آب این لباس ها طوری طراحی شده که آب بر روی آن بلغزد ، اگر آب بر روی سطح لباس جاری نمی شودمی توانید با اتو کشیدن ( با دمای کم ) یا قرار دادن در خشک کن چرخان این خاصیت را احیا کنید.

منبع : روزنامه خراسان و سایت پیام زاگرس - انجمن پزشکی کوهستان ایران

همراحت، وسیله ای کاربردی برای بانوان

6f7dawe53jvpv8hok633.jpeg

انجمن پزشکی کوهستان ایران: سایتی به این آدرس وسیله ای به نام همراحت را برای استفاده بانوان در طبیعت معرفی کرده که مشابه قیف ادرار بانوان است که قبلا" مطلبی در باره آن در اینجا منتشر کرده بودیم ، با تشکر از فرشید داودی عزیز برای ارسال این لینک ، ظاهرا" این وسیله تحت لیسانس شرکت pee-mate کشور هلند تولید می گردد ، برای تهیه آن فرمی در سایت مذکور پیش بینی شده که با تکمیل آن می توانید این وسیله را دریافت کنید.

مشخصات این وسیله:

همراحت داراي ساختار مقوايي محکم،ضد آب و طراحي شده بر اساس نياز بانوان مي باشد. اين محصول کاملا بازگشت پذير بوده و هيچ گونه آلودگي جهت محيط زيست به وجود نمي آورد.

توصيه مي کنيم حتما همراحت را در شرايط زير همراه داشته باشيد:

  • در زمانهايي که به توالت تميز و بهداشتي دسترسي نداري.
  • در سفرها خصوصا سفرهاي طولاني
  • در فعاليتهاي ورزشي بيرون از منزل مانند کوهنوردي ، اسکي و . . .
  • پس از عملهاي جراحي مختلف نظير زايمان، که توانايي قصاي حاجت بطور نشسته نيست.

با تشکر از گل کوه - انجمن پزشکی کوهستان ایران

گزارش صعود زمستانی چهار جبهه دماوند در قالب یک برنامه

پس ازانجام بر نامه ریزیهای مربوططه بر آن شدیم که برای نخستین باردرکشورچهار جبهه دماوند را در فصل زمستان در قلب یک برنامه به مرحله اجرا بگزاریمکه در نهایت این برنامه بدون بارگزاریقبلی در مسیرهادر مورخ 26/11/91 انجام گردید.

دراینجا جای دارد ازحمایتهای آقای علی علیمحمدی مبی ارزشمند استان وآقای سیامک رضایی رییس هیت کوهنوردی وصعودهای ورزشی استان تشکر وقدر دانی مینمایم.

گزارش روزشمار برنامه به شرح ذیل میباشد

روز پنجشنبه مورخ 19/11/91 – حرکت از شهرستان اراک به سمت روستای ناندل

روزجمعه مورخ 20/11/91 – حرکت از روستای ناندل به سمت پناگاه 4000متری شمالی وشب مانی در پناهگاه

روز شنبه مورخ 21/11/91 – حرکت پناهگاه 4000متر صعود قلهوحرکت به سمت مسیر غربیوشب مانی در پناهگاه سیمرغ

روز یکشنبه مورخ 22/11/91 – استراحت در پناهگاه سیمرغ

روز دوشنبه مورخ 23/11/91 – حرکت از پناهگاه سیمرغ صعود قله وحرکت به سمت یال شمل شرقی در شرایط هوای خراب وبارش برف وشب مانی در پناهگاه تخت فریدون

روز سه شنبه مورخ 24/11/91 – حرکت از پناهگاه تخت فریدون و صعود قله وفرود در مسیر جنوبی وشب مانی در بارگاه سوم

روز چهارشنبه مورخ 25/11/91 – حرکت از بارگاه سوم به سمت قله وصعود تا ارتفاع 4650 متر وبازگشت به بارگاه سوم به علت بارش برف

روز پنجشنبه مورخ 26 /11/91 – حرکت از بارگاه سوم وصعود قله وبازگشت به بارگاه سوم ،مسجدودر نهایت جاده آسفالت

امید است جامعه کوهنوردی شاهد برنامه های سنگین از این قبیل باشد

این صعود تقدیم میشود به جامعه کوهنوردیاستان مرکزی

(علیرضا یوسفی –وحید مهربانی )

منبع: http://www.arakmount.blogfa.com/

سرمازدگی یا یخزدگی اندامها چیست و چگونه مراقبت کنیم؟

تدوین: دکتر حمید بذرافکن

عضو انجمن پزشکی کوهستان ایران


انجمن پزشکی کوهستان ایران: سرمازدگی یکی از شایع ترین آسیب های ناشی از سرماست که ویژگی اصلی آن انجاد بافت و تشکیل بلورها و کریستال های یخ در خارج و داخل سلول هاست. سرمازدگی معمولا در دماهای سرد تر از 10- درجه سانتی گراد دیده می شود. در این دما عروق دچار انقباض شده و موجب کاهش خون رسانی به بافت ها و کاهش اکسیژن و سرد شدن بیشتر بافت می شود. سرمازدگی بیشتر در اندام هایی مانند دست ها و پاها و نقاطی از بدن که پوشیده نیستند و در معرض سرما قرار دارند دیده می شود (مانند گوش ها، بینی و لب ها)

اغلب موارد سرمازدگی در سربازها، افرادی که در محیط های باز در معرض سرما کار می کنند، بی خانمان ها و در ورزشکارانی که در فصول سرد فعالیت می کنند مانند اسکی باز ها دیده می شود.

فاکتورهای خطر دیگر برای سرمازدگی شامل بیماری های مزمن (مانند دیابت، مشکلات قلبی عروقی، بیماری های عروق محیطی و عارضه رینود ، نژاد آفریقایی-آمریکایی، عارضه انگشت سفید ناشی از لرزش، مصرف سیگار و الکل، سابقه قبلی سرمازدگی و در نهایت استفاده از برخی داروها (مانند مهار کننده گیرنده بتا و آرام بخش ها) می باشد.

سرمازدگی در کوهستان یک گونه ای از سرمازدگی محسوب می شود که در میان کوهنوردان و دیگر افرادی دیده می شود که در معرض هوای سرد و باد شدید در ارتفاعات بلند قرار می گیرند. این عارضه ترکیبی از انجماد بافت به همراه کمبود اکسیژن و افت کلی سطح مایعات بدن است که باعث وخامت مشکل می شود.

نمونه های سرمازدگی را در تصاویر زیر می بینید.

مراقبت های پیش از بیمارستان

1. ابتدا به عارضه های تهدید کننده حیات مانند افت دمای مرکزی بدن(هیپوترمی) و تروما های عمده توجه کنید.

2. مصدوم را از محیط سرد خارج کنید. در صورت امکان اندام آسیب دیده را آتل کنید.

3. پوشاک خیس را با پوشاک خشک و گشاد تعویض کنید

4. از راه رفتن روی بافت آسیب دیده خودداری کنید. در صورت نیاز به راه رفتن برای خارج کردن مصدوم از محیط سرد راه رفتن مانعی ندارد.

5. در اولین فرصت اقدام به گرم کردن بافت سرمازده کنید. (نکته بسیار مهم: در صورت وجود احتمال یخ زدگی مجدد از گرم کردن بافت جدا خودداری کنید

6. از ماساژ دادن ومالش دادن بافت آسیب دیده با دستان گرم یا برف خودداری کنید زیرا باعث آسیب بیشتر می شود.

7. هر گونه جواهرات یا ساعت یا هر چیز محدود کننده ای را از اندام آسیب دیده خارج کنید.

8. نوشاندن آب و داروی بروفن (ibuprofen) می تواند باعث بهبود نتیجه شود.

9. از دادن الکل و داروهای آرام بخش خودداری شود زیرا باعث از دست رفتن بیشتر حرارت بدن و مختل شدن لرز می شود.

*** با وجود اینکه راه رفتن با پای سرمازده ممکن است باعث له شدن بافت یا شکستگی شود اما مصدوم بهتر است با پای آسیب دیده به پناهگاه حرکت کنند تا اینکه در محل حادثه اقدام به گرم کردن بافت کند.

گرم کردن بافت: گرم کردن هر چه سریعتر بافت سرمازده تنها درمان موثر برای سرمازدگی محسوب می شود. تکنیک مناسب جهت گرم کردن بافت سرمازده شامل استفاده از وان یا طشت چرخش آب با دمای 40 تا 42 در جه سانتیگراد است. اضافه کردن مقداری صابون آنتی میکروبی هم مفید است. از استفاده کردن از آب گرمتر یا حرات مستقیم خودداری کنید. درجه آب باید به طور مداوم و دقیق چک شود.

اگرطشت یا لگن و وان در دسترس نبود از کمپرس مرطوب با همان دمای مذکور استفاده کنید. از ماساژ دادن بافت آسیب دیده خودداری کنید. از مسکن های قوی برای کنترل درد استفاده کنید. مصرف بروفن هم فراموش نشود.

ذوب شدن اندام آسیب دیده معمولا 20 تا 40 دقیقه طول می کشد و زمانی کامل است که قسمت انتهایی اندام آسیب دیده قرمز رنگ و برافروخته شود. وقتی که بافت ذوب شد اندام آسیب دیده را روی یک پارچه استربل گذاشته و بالاتر از سطح بدن قرار می دهیم و در صورت امکان آتل می کنیم. شایع ترین اشکال در این روند قطع کردن پروسه گرم کردن به علت درد زیاد بافت آسیب دیده است. از این کار جدا خودداری کنید.

مراقبت های بخش اورژانس بیمارستان

ابتدا به عارضه های تهدید کننده حیات توجه کنید. جبران مایعات بدن خصوصا در کوهنوردان سرمازده جریان خون و خون رسانی به بافت را تقویت می کند. به سرعت بافت آسیب دیده را گرم کنید. از بروز ترومای بیشتر خودداری کنید. پیشگیری از کزاز در صورتی که واکسیناسیون فرد کامل نباشد باید انجام گیرد.

تاول های شفاف را برای جلوگیری از آسیب های بافتی ناشی از ترومبوکسان موجود در مایع تاول تخلیه کنید. از تخلیه تاول های خونی به علت جلوگیری از عفونت خودداری کنید. در صورت امکان ژل آلوورای موضعی را هر 6 ساعت روی بافت آسیب دبده بمالید و پانسمان را تعویض کنید.

مشاوره جراحی

تنها دلیل برای مداخله جراحی زودهنگام تخلیه تاول ها و یا برداشتن بافت های کاملا مرده و نکروتیک و باز کردن فاسیاهای زیرین پوست در موارد بروز سندرم کمپارتمنت است. معمولا 1 تا 3ماه زمان لازم است تا بتوان در مورد قابل حیات بودن بافت آسیب دیده اظهار نظر کرد. معمولا بافت آسیب دیده با گذر زمان بدون مداخله جراحی بهبود می یابد. به همین دلیل مداخله جراحی برای قطع کردن بافت آسیب دیده باید تا بیشترین زمان ممکن به تعویق انداخته شود.

چند نکته بسیار مهم

1. بعد از گرم کردن بافت سرمازده آسیب بافتی همچنان ادامه دارد. اندام سرمازده در 48 تا 72 ساعت اولیه دچار ورم و ادم شدید می شود و پس از آن تاول ها تشکیل می شود و قسمت هایی از بافت که فاقد حیات هستند دچار نکروز شده و سیاه می شوند. مشخص شدن کامل مرز بافت زنده و مرده گاهی حدود 60 تا 90 روز زمان می برد.

2. روند بهبود حدود 10 روز بعد از آسیب شروع می شود اما گاه ممکن است 6 تا 12 ماه به طول انجامد.

3. در طول دوره درمان بیشترین خطری که اندام را تهدید می کند بروز عفونت است. لذا لازم است در کلیه مراحل از ابتدا تمامی موارد کنترل عفونت را رعایت کرده و در صورت صلاحدید پزشک آنتی بیوتیک برای مصدوم تجویز شود.

4. دو عامل بسیار مهم در بروز سرمازدگی پوشاک نامناسب و کاهش انرژی بدن است. در انتخاب پوشاک مناسب و جایگزین کردن انرژی بدن جدیت به خرج دهید و در صورت کمبود انرژی صعود را ادامه ندهید.

5. اندام سرما زده نسبت به هوای سرد بسیار حساس تر است و در صورت مواجهه با سرما شانس بسیار بیشتری برای بروز سرمازدگی دارد.

6. سرمازدگی عارضه ایست که به طور کامل قابل پیشگیریست. زیرا علایم آن به تدریج پیشرفت می کند.

7. و در پایان : کوهنوردی به معنای صعود قله به هر قیمت نیست